پالادیوم

پالادیوم

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

femen or man

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۰ ب.ظ

اغلب به این سوالات فکر می کنم که چرا فمینیسم در ایران از طرف مبلغانش با مسائلی از جمله "قانونی شدن سقط جنین"،"روابط آزاد"،"برهنگی از نوع گروه فمن"معرفی میشه؟چرا حرکت گلشیفته فراهانی بلافاصله به حرکتی در راستای آزادی زنان و فمینیسم تعبیر میشه؟چرا کسانی که ما به عنوان بلندگوهای فمینیسم در ایران می شناسیم در مقابل هر نقدی به جریان حمایت از زنان ،کلمه"زن ستیزی" رو اطلاق می کنن؟

از طرفی چرا مخالفان جریان فمینیسم،اون رو توطئه غرب در راستای بیشتر به استثمار کشیدن زنان تعریف می کنن؟چرا از همه ابعاد و گرایش ها و تلاش های این مکتب فکری حرفی زده نمیشه؟چرا به سیاه نمایی صرف بسنده می کنند؟آیا این از تفکری نشات می گیره که مقصود از غرب زدگی یا غرب آگاهی،رو رد هرچیزی که در غرب متولد شده،می دونه؟آیا گمان می کنه نفی این جریان با بزرگ کردن و پررنگ کردن وجوهی که با فرهنگ ایرانی-اسلامی ناسازگار هست و معرفی کردن این مکتب به عنوان یک مکتب ضد انسان،کار مثبت و ثمربخشی هست؟

به نظرم هر کدام از دو گروه،خواسته یا ناخواسته بخشی از واقعیت و حقیقت این مکتب فکری رو پنهان می کنند تا ازش به عنوان مرکبی جهت رسیدن به مقصود مورد نظرشون بهره ببرند.این در حالیه که هر دوداعیه دار پاسداشت حقیقت هستند،آیا با دروغ میشه از حقیقت دفاع کرد؟!

نظریات فمینیست ها گسترده ست اما وجوه مشترک این حرکت که مثل هر مکتب فکری با نقد دست و پنجه نرم می کنه و از نقد در راستای تکامل خودش بهره می بره:"رفع تبعیض درباره زنان و بیرون آوردن آنها از حاشیه زندگی به متن زندگی "ست.

گذشته از این مقدمات؛قصد داشتم درباره "گروه فمن"مطلبی رو بنویسم.گروه فمن گروهی هست که با عنوان فمینیست نو با برهنه کردن بالاتنه شون،مدعی بودند که در راستای حمایت از حقوق زنان گام برمی دارند.حرکت آن ها با وجود انتقادهایی که از جریان های فمینیسم داشت با استقبال گروه های دیگری از فمینست ها مواجه شد و حتی به سایر کشورها از جمله کشورهای اسلامی هم راه پیدا کرد.در ایران نیز از این حرکت با عنوان حرکتی در راستای حمایت از زنان حرف ها زده شد و توجیهاتی از سمت کسانی که خودشون رو هوادار حقوق زنان می دانند،بیان شد.این قضیه بعضا تکرار شد و زنانی هم سو با این جریان در ایران برهنه شدند،تصاویرشان در فضای مجازی منتشر و دست به دست شد.این در حالی بود که گروهی از فمینیستها هم چنان با تردید به این گروه نگاه می کردند و به نقد آن می پرداختند.اما در ایران چه طور؟متاسفانه ما بیشتر پیرو جریان ها هستیم و گاهی حتی جلو هم می زنیم!بدون لحظه ای اندیشیدن،تحلیل کردن.چه طور ممکن است مکتبی که از ملزومات فکری اش "دور شدن از جنسیتی شدن زن هست"به راهکار برهنگی برسه؟!

در مستند "اوکراین فاحشه خانه نیست"که توسط فیلمساز استرالیایی کیتی گرین،ساخته شده به پشت پرده "گروه فمن"،اعضا و بنیان گذار اصلی این گروه که یک مرد هست،پرداخته شده.در این مستند نشون داده میشه که مردی به نام ویکتور که نام خودش رو هم"پدر فمینیست نو"گذاشته،این گروه رو تشکیل داده و تنها از زنان و دختران زیبا عضوگیری می کنه.ویکتور در جلوی دوربین حاضر میشه و حرف های مردسالارانه می زنه و این زنان به اصطلاح آزادی خواه رو!"احمق" و "ضعیف" خطاب و با آنها با رفتاری خشن و توهین آمیز مثل یک برده رفتار می کنه.

متن مشروح این خبر رو می تونید در این لینک ها بخونید:

اینجا و اینجا(با فیلترشکن)،اینجا

در آخر معتقدم اگر برای هدفی ارزش قائل هستیم بایستی براش وقت بگذاریم،مطالعه کنیم و پیرو کور نباشیم و در عوض سعی کنیم جریان ساز باشیم،بردگی شکل های مختلفی داره،اصرار ما بر ناآگاهی و دنباله رویی از هشتگ های اینستاگرامی،خواندن صرف چند وبلاگ و صفحات مشخصی از یک روزنامه بدون تحلیل هم شکل تازه ای از بردگی هست.به نظرم این مهم ترین چیزیه که میشه از کیتی گرین یاد گرفت.

 

  • ۹۶/۰۵/۰۵
  • نویسنده ....

زنان

نظرات  (۶)

جل الخالق...این شکلیش را تا حالا ندیده بودم..
ممنون.

پاسخ:
خواهش می کنم
مطلب خوبی بود. اما درباره ی این که چرا چنین گرایشی درباره ی فمنیسم در ایران پیدا می شود، نمی توان جامعه را ملامت کرد، چه، همانگونه که گفتید چنین گرایش هایی در تمام جهان بوجود می آیند و ظهورشان در یک جای خاص، اتفاقی نامنتظر نیست. از طرفی، عدم ظهور گرایش های دیگر را هم نمی توان بهانه ای برای ملامت زنان دانست. هر گرایش فکری و سیاسی، تحت شرایط عینی و ذهنی خاصی پدید می آید و پر واضح است اگر مقدمات و شرایط امکان ظهور آن گرایش در جایی حاضر نباشد، نمی توان انتظار ظهورشان را داشت. در کشور ما، نه فقط از جانب بدنه ی اجتماعی، بلکه در ساحت کلان قدرت و دولت، گفت و گو در باب فمنیسم با سوظن و سوبرداشت مواجه شده و عملا دیسکورهای رسمی و آکادمیک عرصه را مطلقا خالی گذاشتند تا جریان های زیر زمینی و چتربازهای گفتمانی صحنه را به دست بگیرند. در چنین وضعی، صنعت فرهنگ جهانی، با شدیدترین سویه های لبیرتارین، یگانه آلترناتیو ماجرا می شود و حاصلش همینی می شود که هست. سیاست رسمی، شریعت دینی و خاصه علم فقه، از اساسی ترین موانعی هستند که شالوده گشایی از آن ها، نخستین گام برای طرح یک دیسکور منضبط فمنیستی ست. یادداشتی هم که اخیرا دخانچی در این رابطه گذاشته، درست وارونه ترین شیوه ی مواجهه ای بود که در قبال این موضوع می توان پیش گرفت. دخانچی برای دفاع واکنشی از فقه و اسلامیسم مطلوب خود، می کوشد بگوید که فقه نه تنها مرد سالار و ضدلذت نیست، بلکه پیش فرض هایی به غایت زن محور و لذت گرا و ضدسرکوب دارد، حرفی که شبیه توجیه شاهین نجفی برای قطعه ی مبتذل نقی بود. مساله اصلا این نیست که مفروضات فقهی در باب زنان سرکوب محور و زاهدانه اند یا نه، پرسش برسر «اقتصاد لذت»ی ست که این فقه به عنوان «رژیم حقیقت» بر بدن زنان و مردان اعمال می کند و از قضا با رادیکال کردن دوگانه ی «اندرونی/بیرونی»، به بازتولید دوگانه ی لبیرالیستی «حوزه خصوصی/عرصه ی عمومی» می انجامد و میل جنسی را نه حول مرد یا زن، بلکه حول نهاد خانه، منقاد می سازد. اصلا نفس این انقیاد است که به بدن ها و امیال آن ها، رژیم و جهتی یکسویه می بخشد و به بازتولید بحران هایی می انجامد، که به شدت افراطی و جنسیت زده ست. در چنین وضعیتی، قطعا نگاه های رادیکال فمنیستی مشروعیت پیدا می کنند و اصلا نظام عقلانیت فقهی هم، برای برقرار کردن رژیم مجازات ها و پلیس درونی خود، به همین «متخلفان دیسکورسیو» نیازمند است. پس تصادفی نیست که یک طرف از در ارتجاع وارد می شود و طرف دیگر از در افراطی گری، هر دو سو، در یک نگاه کلان تر، طرف گفت و گو و دیالکتیک سرکوبگر هم هستند و به غایت به هم نیازمندند.


نکته ای هم درباره ی فمن به ذهنم می رسد، اعم از آن که این گروه توسط یک مرد مرتجع و با نیات پلید پدید آمده باشد یا بر اساس نیت برابری طلبانه، آنچه در عمل رخ می دهد، یک فرم یا شاکله ی رفتاری ست. کاری که فمن می کند، می توانست توسط فرد دیگری ترتیب داده شود، بنابراین مساله بنیان گذار این حرکت یا نیت های او نیست. فروید هم کوکائین را برای اغراض درمانی به کار برد، اما کوکائین مسیر دیگری نسبت به اهداف فروید پیش گرفت! مساله ی من در اینجا دفاع از فمن نیست، بلکه فکر میکنم نقد فمن، باید از دریچه ی مستقیم تری صورت بگیرد. اگر فمن را به صرف برهنه شدن، یک گروه افراطی یا رادیکال بدانیم، به نظرم چندان سخن نقادانه ای به زبان نیاوردیم، تنها پیش فرض عامیانه یا common sense را مطرح کردیم که مردم به نحو مبهمی درباره ی برهنگی و حرمت آن در ذهن دارند. نقد باید بر چیزی بیش از کامن سنس و درک مبهم عمومی استوار باشد، ولو آن درک، غلط یا بی جا نباشد. پیشتر در بلاگم و در دیالوگ با متن کازیمو، از ضرورت تعریف فمنیسم بر حول عنصر «بدن مندی زنانه» سخن گفتم و سعی کردم افقی برای اندیشیدن به فمنیسم بگشایم. بدن مندی زنانه، علی الاصول از معمایی ترین وجوه هستی انسانی ست و به جهت همین وضعیت نیز، گفتارهای مبهم و اسطوره ای و خرافی و حتا لیبرتارین و ... درباره ی آن شکل گرفته ست. فمن می کوشد از این بدن مندی، به نحوی یک سویه و ابزاری، برای اعتراضی با صدای بلند استفاده کند، اما همچنان که گفتید این کار آن ها، می تواند دلالت های معکوس هم پیدا کند، کما اینکه چنین هم شده ست. مورد فمن نه از جهت درست بودن روش یا کارکرد صحیح مبارزه، بلکه از جهت باز مطرح کردن معمای بدن مندی زنانه، قابل تامل است. مبارزه برای زنان، اگر بناست که به مبارزه ای حقوقی و انتزاعی و شعاری بدل نشود و به افراط هایی مانند ابسسیون زن ستیزی در بین فعالان فمنیست منجر نشود، باید از دقیقه و لحظه ای انضمامی آغاز کند و به گمان من، این دقیقه، دقیقه ی «تجربه ی بدن مندی زنانه» ست، و درست از همین افق است که ضرورت شالوده شکنی از فقه، عرف و رفتار دولت در ایران، درباب مساله ی زنان، آشکار می شود. به هر حال جای بحث در این رابطه بسیار است، من به رغم خرده تاملاتم به هیچ وجه مدعی نیستم که پاسخ های دقیق و روشنی برای تمام جوانب این مساله دارم، اما فکر میکنم که حالا بیشتر از هر زمانی، وقت گفت و گوی جدی و عمومی و بی پرده، در رابطه با این موضوعات است.
پاسخ:
خب ابتدا ممنونم برای نظرتون،جامع و منسجم بود.چند تا نکته به نظرم می رسه که بیان می کنم:
اول اینکه من تصور می کنم جریان فمینیسم اگر در ایران با استقبال چندانی مواجه نمیشه به این خاطر که کسانی رو که به عنوان سخنگوی فمینسم می شناسیم به مطالبات اصلی و متناسب با فرهنگ ایرانی نمی پردازن،مسائلی رو بیان می کنند که بومی نیست برای همین از سمت جامعه پذیرش نمیشن و به جای اینکه تعریف روشنی از فمینیست ارائه بدن،اون رو در قالب مورد نظر خودشون معرفی می کنند،خب حاصلش چیه؟در مقابل گروه هایی هستند که معتقدن فمینست چون از غرب آمده پلید هست و در همین راستا تبلیغ می کنند،شما می گید به حکومت وابسته هستند،ممکنه این طور باشه،بهرحال این تفکر غلطیه و این که به کجا وصل هست چندان برای من محل سوال نیست.حالا جمع چنین فضایی چی میشه؟قطعا هر چیزی الا فهم درست فمینیسم از سمت افکار عمومی.
دو گمان می کنم مطلب دخانچی در ارتباط با قضیه آتنا اصلانی باشه که برخی انتقادها به فضای بسته مذهب و مخالفت با آموزش جنسی به کودکان و...مطرح شده بود،این متن در راستای دفاع از وجود بحث جنسی در اسلام هست و اینکه شبیه دین مسیحیت زاهدانه و پرهیزگارانه به طور کلی از لذت جنسی نیست که بخواد تبعاتی از این دست داشته باشه.اما خب برداشت شما هم در این مورد قابل تامل هست و به نظرم در خصوص مسائل مربوط به زنان در دین اسلام هنوز اتفاق جدی نیفتاده و پژوهش های قابل توجهی صورت نگرفته.در مورد برخی نظرات متفاوتی که در همین چارچوب وجود داره اصلا صحبتی در رسانه ها نیست و همه چیز طبق میل جریان خاصی پیش می ره.
سوم در مورد گروه فمن این گروه در تناقض با یکی از اصول مورد اتفاق اکثریت فمینیست ها هست و آن هم استفاده ابزاری از بدن زن.لزوما هر چیزی که در اخلاق بیان میشه تضادی با مسائل انسانی نداره،ممکنه حرفی در مکتبی بیان بشه و با اخلاقیات هم در تناسب باشه.اما اگر مقصودتون اینه که این قاعده بر اساس یک اصل اخلاقی بنیان گذاشته نشده،موافقم.بله اساسش بر این مبنا نبوده.
با بقیه حرف هاتون هم در خصوص اینکه حکومت بستری برای شناخت این تفکر فراهم نمی کنه و نگاهی بدبینانه ای بهش داره و اینکه لازمه گفت و گوهای جدی تری در این باب شکل بگیره هم موافقم.

  • جناب مستطاب سروش الدین سخن ور عیلامی
  • درست ه .کاملا موافقم 
    این کار بر عهده شماست و اگر در این برهه کسی چون شما بتونه رهبری فکری این جریان رو بر عهده بگیره و در تاریخ ماندگار بشه.
    یه "مادام بووار " برای ما 
    البته من به شخصه "عاشق" مادام دوبووار هستم ؛)
    پاسخ:
    من؟!
    تازه دارم یاد می گیرم،رهبر چی؟!
  • قاسم صفایی نژاد
  • البته اگه راجع به فمنیسم کامل تحقیق کنید می‌بینید که پدیده اجتماعی ناصوابی هست که نیازمند مواجهه فکری درست و سالم است. 
    با بد و بیراه گفتن غیرمنطقی که تکلف استدلال هم از طرف مقابل سلب می‌کنه موافق نیستم. 
    پاسخ:
    خب من ابتدای مواجهم با این پدیده فکری با خوندن قریب بیست کتاب در نقد این جریان بوده اما همین خوندن کتاب ها علاقه مندم کرد که در مورد اصل این مکتب هم مطالعه داشته باشم،بد و بیراهی نگفتم!نقدم متوجه پیروی کورکورانه ست،اهل رودربایستی نیستم.

    @صفایی نژاد
    پدیده ی اجتناعی ناصواب؟! ممکن است بپرسم تعریف شما از این پدیده چیست و معیارتان برای ارزیابی آن کدام است؟ چنین قضاوت های شاذی از اصحاب علوم انسانی کمتر انتظار می رود، آن هم بدون دلیل و ارجاع و برهان....
  • قاسم صفایی نژاد
  • عرض نکردم شما بد و بیراه گفتید!
    منظورم این بود که اونایی که به فمنیسم فقط بد و بیراه میگن به جای مقابله و مواجهه فکری درست باهاش، راه اشتباهی میرن چون باعث ترویج فمنیست میشن از این طریق به صورت ناخودآگاه.
    پاسخ:
    ممنون که توضیح دادین