پالادیوم

پالادیوم


من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

بدنمندی

چهارشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ب.ظ

فمنیسم، از معدود گفتارهایی ست که اتفاقا ارجاعی آشکار و بدون پیچیدگی های تئوریک دارد: بدن زنانه. بدن زنانه مفهومی انتزاعی مثل جوهر و عرض و جنس و فصل نیست که نیاز به تعریف دقیق داشته باشد تا بتوان آن را فهمید. ما همه گی بدنی داریم و به میانجی همین بدن، اعم از آن که زن باشیم یا مرد، تجربه ای از حضور و بدن زنانه در جهان داریم. فمنیسم با مساله سازی بر سر زیست و سرشت و سرنوشت همین تجربه از بدن زنانه ست که گفتاری سیاسی را می تواند سامان دهد. این که این بدن کمتر رنج بکشد، کمتر استثمار شود، تنها مساله ی زنان نیست، مساله ی هر موجود بدن مندی ست که در معیت بدن های زنانه زیست می کند. کیفیت و تحول وضع زنان، وضع همه ی ما را تغییر می دهد، چرا که نخستین پیوند انسان با جهان، پیوند او با بدنی زنانه ست. فمنیسم برخلاف تصور بوقچی های موافق و مخالفش، دعوا بر سر روابط جنسی بی بند و بار و ولنگار و ... نیست، دعوا بر سر رنجی ست که مادران ما برده و می برند و داغش را بر جگر همه ی ما می گذارند.

نوشته یوزف کا

  • ۹۶/۰۵/۱۱
  • نویسنده ....

دیگران

زنان