پالادیوم

گرم یادآوری یا نه من از یادت نمی کاهم

چهارشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۰ ب.ظ

دیشب برای خاطره از خاطرات دوران کارشناسی حرف می زدم،  به یاد اوردم تمام اون سال های پرماجرا رو. سالهایی که نمی دونم اگه تعریفشون کنم کسی باور میکنه که واقعی هستن و قصه نیستن؟! گاهی واقعیت ها از قصه ها جلو میزنن، گاهی نویسنده ها ناگزیرند واقعیت ها رو تا سطح قصه ها پایین بیارن تا باور پذیر بشه...

  • ۹۶/۰۷/۲۶
  • نویسنده ....

روزمرگی

نظرات  (۱)

  • صبا مهدوی
  • شیخنا پالادیون قصه گو...
    او نونش مال پیرمرد، پیرزنای خوردنی قصه های ماست...:)

    مثلا عمه ترنیدو که مزه های نون برنجی هاش هنوز زیر زبونمه:)
    پاسخ:
    تو عمه ترنیدو  رو یادته؟ :))
    آخی دلم تنگ شد... 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی