پالادیوم

پالادیوم


من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

انار شکسته

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۴ ق.ظ

توی خوابگاه یک عطر عجیبی پیچیده،عطر قسمت گوشتی و سفید انار که زیر دندون جویده شده،اونقدر رایحه تندی داره که طعمش زیر زبونم بازی می کنه...طعم  تلخی قبل از شیرینی دونه های انار...دلم هوس انار کرده تو این برف تهرون...دونه های قرمزش رو بچینم روی سفیدی برف و با لذت تماشاش کنم انگاری گردنبند زنی پاره شده باشه...می دوه توی برف،هراسان دامن بلندش رو چنگ می زنه،زنی که موهایی کوتاه و لبهایی سرخ داره و لباسش رنگ خاکستری مات و مرده ای داره،جوری می دوه انگار کسی در پی اش میاد...دست می بره سمت گردنش و چند دانه مروارید سرخ کف دست هاش می مونه و بقیه دانه ها پخش زمین میشن...فرصتی نداره برای جمع کردن...اونا رو جا می ذاره روی برف و به سمت ناپیدایی می دوه...

یک طعم عجیبی داره این عطر گوشته سفیدی انار...که سفیدی اش مثل برف ...کی قاب گرفته برف رو با مرواریدهای سرخ؟قصه زن چی بود؟من دارم چی می گم؟!بی خیال...

  • ۹۵/۰۹/۰۱
  • نویسنده ....

لاجوردی

نظرات  (۲)

  • صبا مهدوی
  • به شخصه جرات نمی‌کنم اینقدر به خیالم عمق بدم...سر نترسی داری دختر..فوق العاده بود!


    پاسخ:
    خیال خودش میره دیگه از یک جایی به بعدش دست من نیست...
    ممنونم صبای جان:)
    خیلی قابل تصور بود. دوستش داشتم و توی ذهنم ادامه ش میدم 

    + فکر کردم فقط خودم اینجور چیزا میخورم، مثلا سفیدیای انار و پوست نارنگی و گلبرگ های لادن 
    پاسخ:
    نه منم می خورم:d