پالادیوم

پالادیوم


من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

پلنگ بی یال و دم

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۱۲ ب.ظ

شب سرد پاییزی باشه،عطر چایی لیموبپیچه و بعد بشینی روی کاناپه و با دستات گرمای لیوان توی دستت رو با تمام وجود حس کنی،دلت بخواد یک فیلم رمانتیک ایرانی هم ببینی از قرار تلویزیون رو روشن کنی بذاری شبکه سوم و سریال ماه و پلنگ رو تماشا کنی.عارضم به خدمتتون که شخصیت های این سریال همگی مایه دارهایی هستند که گرفتار ماجراهای عاشقانه با تم جنایی شدن(نگارنده احتمال می دهد در آینده جنایی بشود!).بعد نه از این عشق های ساده ها نه خیر جانم!مثلا پسر که عاشق دخترست به شکل پیچیده ای از هر جای شهر دسته گل سفارش می ده که بفرستن محل کار دختر.دختر؟دختر قصه ما هم یک خانم وکیل پولدار با روحیه مستقل که البته این استقلال رو بقیه طی مکالماتی به شما القا می کنند،بله جانم بسیار دختر مستقلی ست که حتی نمی تونه برای ازدواجش تصمیم قاطعی بگیره و مثل دختر بچه ها جلوی بابای استاد دانشگاهش به تته پته می افته.ولی شما باید بپذیرید که این خانم مستقل و خیلی هم اخلاق خوبی داره و اینکه به منشی اش که دوستش هم هست با لحن بی ادبانه ای می گه:از اینجا می اندازمت بیرون رو بایستی ندید بگیرین و در ادامه ماجرا با اینکه خواستگارها از در و دیوار خونه شون بالا می رن تهش با همین آقای شعیبی که آقای وکیل و پولدار و خوش تیپ (و در عین حال ماستیه!)ازدواج می کنه و فکر می کنین برای سفر کجا می خوان برن؟آفرین.آفریقای جنوبی!حالا اینکه هشتاد درصد مخاطبان این سریال احتمالا هیچ وقت نرفتن به آفریقای جنوبی،احتمالا حتی با این اوضاع مالی در حال حاضر مردم ایران بهش فکر هم نکردن اصلا در هیچ جای محاسبات نویسنده و کارگردان این سریال فاخر ایرانی جایی نداشته.ضمن اینکه لباس ها و خانه هایی که شخصیت ها در این فیلم استفاده می کنن تماما متعلق به طبقه ای ازجامعه ست که فقط بیست درصد مردم رو تشکیل می دن.

حالا رفقا از این جای ماجرا که بگذریم،مادر آقای پسر و پدر دختر خانم به شدت منطقی و آزاد اندیش هستن تا جایی که مامان پسر وقتی می شنوه پسرش زنش رو انتخاب کرده نه تنها نمی گه:ذلیل مرده مگه تو صاحاب نداری خودت رفتی دختر انتخاب کردی،با روی گشاده می گه:وااای!

و بابای دختر هم می گه:دخترم گفته نه ولی دلش یک چیز دیگه ای می گه با خانواده ات بیا خواستگاری!

خلاصه من که نمی دونستم فیلم داشت مناسبات مردم کدوم کشور رو نشون می داد و از این همه عمق و معنا و همذات پنداری به وجد آمده بودم،تلویزیون رو خاموش کردم تا با خیال راحت چایی لیمو ام رو بنوشم.
  • ۹۵/۰۹/۰۷
  • نویسنده ....

دست به قلم

نظرات  (۷)

یعنی جدیدا تمام سریال های ایرانی نسخه ی ماچ و بوسه گرفته ی شده ی فیلم های ترکیه ای و کره ای شدن :/ دربردارنده ی مفاهیم پوچ و عشق های افسانه ای و تخیلی هییییییچ جای دنیا مثلش پیدا نمیشه :|

بعد ملت هم با چه حرارت و اشتیاقی دنبالشون می کنن !! یعنی عجیب ها :/ 

پاسخ:
اوهوم همه اش شبیه این سریال های کره ای شده.ولی راستش مقایسه هم می کنم باز مال اونا اینقدر هم آبکی نیست :/
  • خانم آلفا
  • آخ گفتی! یعنی کلا سریال مسخره ایه!! دیالوگ ها همه کلیشه ای. 
    پاسخ:
    والا به خدا با این سریال هاشون:|
    اتفاقا من که لذت برم.
    خیلی هم سریال خوبیه. واقعیات جامعه و زیر پوست جامعه رو نشون داده. از نظر فیلمنامه هم بافت قوی ای داره، مخصوصا قسمتهای جنایی و عاشقانه ش. بازیه بازیگرا فوق العاده ست. به نظر من که از نظر کیفیت کار، شونه به شونه سریال مختارنامه ست... دیگه از نظر فنی نگم که چقدر عالیه. مخصوصا بحث روانپزشکیش...
    .
    #به_تلافی_مهمونی_کامی
    :-))
    پاسخ:
    من می رم سمت افق دکتر😂😂😂
  • پـامـ ـوک
  • دیالوگ های اغراق شده و مصنوعی. اتفاقای دور از واقعیت. بلا نسبت همیشه مردم رو احمق فرض میکنن.
    پاسخ:
    اصلا معلوم نیست اینا کجا زندگی می کنن:|
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • آقا بزنین شبکه ورزش فوتبال نشون میده خب. رو کاناپه بشینی فوتبال ببینی بیشتر حال میده. تازه اونم با چایی لیمو! :دی
    پاسخ:
    مشکل این من فوتبال دوست ندارم:)))
    َشبکه ورزش دوچرخه سواری و واترپلو و اسکی و کشتی و ... هم نشون میده ها!!

    پاسخ:
    خب آقا گل می گه فوتبال نگاه کن،منم گفتم فوتبال دوست ندارم:/
    اصلا تماشای ورزش چه لذتی داره؟!فیلم رمانتیک خوبه:))
  • عقب مانده ذهنی
  • واقعا. موافقم
    پاسخ:
    مرسی از موافقت