پالادیوم

پالادیوم

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

زیستن در میان شکستگی کلمات

شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۵۴ ق.ظ

من رازی بودم پنهان شده نه در لیست گوشی تلفنت که باید در خلوتت به آن نگاهی بیندازی...من رازی بودم که در میان اصوات واژه هایی که ادا می کردی پنهان شده بود.من "ص"صبوری هایت،"ب"بی قراری هایت و "الف"انتظارت هستم...تو هر لحظه مرا زندگی می کردی،از دریچه چشم هایم به جهان می نگریستی با غمهایم آوازهای حزین می خواندی و من در آغوش واژه هایت گرم می شدم...واژه های عاشقانه ای که برای یار مو مشکی ات می سرودی... شبانه های زیادی را با تو اندیشیده ام،با انگشتان  تو شکل تنهایی را کشیده ام،با حجم خالی نگاهت به سقف خیره مانده ام...

من یکی از واژه هایی هستم که گوشه ای از ذهنت مثل نسیمی خنک و مسرت بخش جریان داشته،تو بی آنکه مرا بشناسی،ادا کرده ای...نا آشنا نیستی با من و انگار که رفیق دیرینه ای را بعد از مدت ها دیده باشی،نامم را تکرار می کنی:صبا...صبا...صبا

تا بخشی از خاطره های زیستنت را به یاد آوری در حالی که من "تمام آن زیستنم"...

  • ۹۵/۱۰/۱۱
  • نویسنده ....

لاجوردی

نظرات  (۴)

  • نرگس سبز
  •  صباجونم....
    پاسخ:
    :*
  • صبا مهدوی
  • ای صبا..صبا..صبا..
    پاسخ:
    جانم...جانم...جانم:)
  • פـریـر ...
  • نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
    عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

    یهو این بیت به ذهنم رسید :))

    ای جانم از اسم آبجی بزرگه ^_^
    پاسخ:
    ممنونم عزیییزم:*
  • نار خاتون
  • اووومممم اینو دوست داشتم بانو:)
    پاسخ:
    عزیییزم:)