پالادیوم

مرا هزار امید است و هر هزار تویی

پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ب.ظ

ای کاش می شد صدا را بوسید یا روح کلمه ها را در آغوش کشید واژه هایی که با صدایش انگار زندگی تازه ای پیدا می کنند...زمانی که کلمات در حنجره خسته اش می شکند می توان میان آن شکستگی نفس کشید...برایش گفتم ای کاش می شد کتاب عاشقانه های نزار قبانی را برایت بخرم و نگفتم که دلم می خواهد با صدای تو یکی از شعرهایش را بشنوم و دلم می خواهد تمام کتاب هایی را که خوانده ام این بار نه با صدای ذهن خودم که با صدای تو از نو بشنوم...اما نمی شود همه این ها را گفت...یک وقت هایی می ترسی انعکاس حجم احساست دیگری را از تو گریزان کند ...نشسته بودم در کنج خیالم و برایش می شمردم که دلم می خواهد کجاها را با او ببینم...و رفته بودم تا کوچه های کاهگلی طلایی یزد...گنبدهای فیروزه ای و عطری که محله های قدیمی اش دارد که مثل عطر چادر نماز مادر است...بعد دلم خواسته بود که با او بروم به عروس شهر و شعر ایران شیراز،بازار وکیل روسری های پولک دوزی شده که در تلالو نور آفتاب می رقصند...عطر ادویه و دارچین...مزه زرشک و لواشک...آب انار و فالوده شیرازی...بستنی سعدی...باغ ارم و سرو همیشه نازش...

برویم باغ صفا...عطر بهار نارنج مستمان کند و هزار هزار دیبای مشرقی در سرمان چرخ بخورد...دلم خواسته بود با او بروم به صحن شاه چراغ ها،گره بزنم روح نازک بینش را به خنکای صمیمیت جاریش...به سبزی آبگینه ها و مقرنسی های سقف های هلالی اش...دلم خواسته بود اگر دوباره خواستم دستم را در زاینده رود غم انگیز تکان دهم،او هم کنارم باشد و صدای بازار مسگرها کلافگی شیرینی را به جانمان بنشاند...می خواستم همه این ها را برایش بگویم اما تا نیمه که رسید میان خواب و بیداریش  گفت:می رویم همه اش را می رویم...

  • ۹۵/۱۰/۱۶
  • نویسنده ....

لاجوردی

نظرات  (۱۰)

  • פـریـر ...
  • چه خوب بود این پست...

    و من کلشو با صدای خودت تو ذهنم خوندم :)
    پاسخ:
    ممنونم عزیزجان:)
    آفرین به شما 
    چه روحی داشت این جملات 
    پاسخ:
    ممنونم از توجه ات عزیزم:)
  • صبا مهدوی
  • اوهووم...یعنی نشد همه اش را بهش بگی..

    + این ترس‌ها، این شرم‌ها، این شکستن کلمات، این حرف‌های ناتمام... حتی همین نهادهای بی گزاره. بغض های در گلو مانده گزاره های ناتمام اند! هر چیزی فقط اصلش دائما دل آدم را خوش میکند...اصل و مشتقات آن مثل اصالت و اصیل کلماتی آرامش بخش‌اند، ذوق آفرینند...
    بگذریم!
    پاسخ:
    هرچیزی فقط اصلش دل آدم را خوش می کند...
    :)
  • نرگس سبز
  • همین الان داشتم یه شعر گوش میدادم با صدای صالح علا
    من میدونم اگ مثلا چندسال پیش همچین چیزی می شنیدم گریم میگرفت. ولی امروز فقط دراز کشیدم به کمد نگاه کردم زانوهامو بغل کردم و منتظر موندم تا وقتی تموم شد و تو دلم گفتم چه قشنگ. چه احساسات باحالی. چقد طرف عاشق.
    همین
    دارم از خودم ناامید میشم
    انگار همه ی احساساتمو خرج کرده باشم و دیگ چیزی ازش نمونده باشه
    پاسخ:
    قلب گاهی مثل یه شیشه یخ زده میشه لازمه یکی با نفس گرمش بهش "ها"کنه:)
  • نرگس سبز
  • من از ایوون اومدم تو خونه بهت بگم فقط تو میتونی جواب کامنت آدم و یه جوری بدی ک آدم پشت سیستم لبخند بزنه و حس خوبی بهش دست بده
    ینی واقعا استعدادشو داری صبا
    پاسخ:
    تو عزیز منی:)
    :*
  • پـامـ ـوک
  • چقدر احساساتمون شبیه همه. چقدر همه اینا رو منم می خواستم. اون یزدی که بوی خاک میده و شیرازی که بوی بارون...
    پاسخ:
    بشه با هم ببینیم با هم سفر کنیم رفیق جان:)
  • نار خاتون
  • منم میام:| همونجاها که میخوای با پاموک بری://
    پاسخ:
    عزیییزم:*
    باشه با کمال میل:))
  • پـامـ ـوک
  • ای جونم. چی بهتر از این؟ از خدامه این اتفاق بیفته :) :*
    همراه ما باش نارخاتون جان :)
    پاسخ:
    ;)
    :*
    مطلب شما برای بازنشر در کانال «قلم دل» انتخاب شد و با نام خودتان در کانال منتشر می شود.
    کانال قلم دل:
    گلچینی از داستانک‌ها و یادداشت های زیبا
    برش‌هایی کوتاه،خواندنی و کمتر دیده شده از کتاب‌ها
    اشعار و غزل‌های حال خوب کن!
    تشویق و تقویت و ایجاد انگیزۀ نویسندگی و ارسال مطالب نیمه‌تمام و تکمیل آن به قلم کاربران
    دکلمه‌خوانی مطالب برگزیده
    https://tlgrm.me/ghalam_e_del
    پاسخ:
    خب من حق ندارم بدونم این کانال توسط کی اداره میشه ؟
    و اینکه وقتی مظلبی رو وبلاگم منتشر کردم در دسترس مخاطبانم هست دیگه....از شلوغ شدن اینجا خوشم نمیاد....
    خیلی خوب نوشتی این متن!چه همه آرزوهای قشنگ.

    پاسخ:
    ممنونم نوشین جان:)