پالادیوم

می روم قطعه فراموش شده ها

جمعه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۵، ۱۱:۳۸ ب.ظ

یک وقت هایی دلم می خواهد کسی دوستم داشته باشد و دوستش داشته باشم و از این جور رابطه های دو نفره.این روزها چیز عجیبی از ذهنم می گذرد که ای کاش کسی اینگونه در زندگی ام بود و مرده بود و حداقل قبری داشت که وقت هایی که دلم برایش تنگ می شود و هوایش را می کند بروم سر قبرش گریه کنم درد و دل کنم و بگویم:هی یادش به خیر چه خاطرات شیرینی با هم داشتیم!

حتی به سرم زده بروم توی قبرستان بگردم دنبال نامش و هر کدام که از جنس سنگ قبرش یا چه می دانم شعر روی قبرش بیشتر خوشم آمد را برگزینم برای خودم به عنوان یک عشق مرده!و کشیک بکشم تا مطمئن بشوم که از آن قبرهاست که هیچ کسی بالای سرش گریه نمی کند.

بعد خیالم راحت است که دیگر نمی رود و می توانم برای خودم تا انقراض دنیا قصه ببافم که چه قدر دوستم داشته و شما نمی دانید که چه شعر ها برایم خوانده و شما نشنیده اید و ...

بعد خیالم راحت باشد که خم ابرویی و پیچ گیسویی او را از من دور نمی کند که صدای نازکی دلش را نمی لرزاند و اصلا دل می بندد به همین"سین"های شکسته من که وقتی خوب ادا نمی شوند صدای سوت می دهند.هر جمعه آخر سال را به مهرش که توی قلبم لانه کرده گندم سبز کنم و حلوا بپزم،چادر سیاهم را بکشم روی سرم و روی قبرش زار زار گریه کنم و هی حسرت بخورم که چرا باران نیستم که صورت قبرش را بشورم و از این حرف ها!

آخر شما که نمی دانید این مرده ها چقدر خوبند...چقدر بی آزارند با چه آرامشی به حرف هایت گوش می دهند...اصلا تنهایت نمی گذارند...می دانم به سرم زده است...می دانم

 


 

  • ۹۵/۱۲/۲۰
  • نویسنده ....

لاجوردی

نظرات  (۱۰)

صبا...
یا علی :/

چقدر وحشتناکی تو 
:ناخن جویدن
:زهره ترک
:جیییییییغ
:دوپای دیگر قرض کردن
:خط
پاسخ:
نترس...
اینقدر محو آهنگ شدم یادم رفت میخواستم چی بگم!
علیرضا قربانیه؟ نه؟

پاسخ:
بله
زمونه عوض شده صبا..

حتی دیگه الان مرده هایی که باهاشون عمری را گذروندن یادی نمی کنند..
پاسخ:
زمونه عوضی شده صبا...می فهمم...
من الان شنیدم..

این آهنگ نشونه ی ما بود
تنها نقطه ی مشترکمون

حیف
پاسخ:
🌺🌺🌺
  • یا فاطمة الزهراء
  • والا به شانس من باشه معشوقه من مرده اش هم بی وفا میشه میره با اغیار هر روز میره تو خواب یکی :|
    پاسخ:
    :|
    عشقِ مرده
    اوممممم عشق زنده مگر چه کم دارد؟!
    پاسخ:
    بلدی می خواد نادر شدن کسانی که بلدن
    ای وای خدا نکنه عزیزم. اون که قراره همراه باشه و گوشی برای درد و دلت ایشالا همیشه حی و حاضر و زنده باشه. از بودنش لذت ببری نه از نبودنش.

    پاسخ:
    ممنونم از مهربانیت پاموک جان❤️
    ببخش اگر ناراحتت کردم...حیف حوصله شرح قصه نیست..
  • قاسم صفایی نژاد
  • یک چیز بگویم که از آن هم صرفنظر کنید:

    دل بستن به غیر
    http://safaeinejad.ir/1393/10/28
    پاسخ:
    ممنون
    آقا من فقط داشتم فکر می کردم چه ایده معرکه ایه واسه داستان...
    ببخشید
    پاسخ:
    عذرخواهی لازم نیست...منم بهش فکر کردم
  • .: جیرجیرک :.
  • مثل وقتایی که بی دلیل توی حال خوب حتی، یه آهنگ غمگین به دلت میشینه و مدام می شنویش، دلم می خواد بازم این پست رو بخونم. روراست بگم وقتی این ایده رو تصویرسازی کردم واسه خودم دیدم ازون سکانس هایی میشه که می تونم بارها بهش رجوع کنم، ازونایی که فقط خودت میدونی چی به چیه می فهمی قصه چی میگه. 
    پاسخ:
    عزیزم...می فهمم:)