پالادیوم

پالادیوم

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

از شگفتی های زندگی

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۱۵ ب.ظ

یک وقت هایی آنقدر دور و برم شلوغ است که نمی دانم جواب چه کسی را بدهم و یک وقت هایی آن قدر خلوت و ساکت مثل تکه روزنامه ای که در ساعت سه بعد از ظهر در کوچه ای تکان می خورد.

  • ۹۶/۰۲/۰۱
  • نویسنده ....

واگویه

نظرات  (۳)

  • قاسم صفایی نژاد
  • آه ای خلوتی، کجایی؟ :D
    پاسخ:
    :)
  • اسفندیار گرشاسبی
  • اتفاقا من هم چنین تنهام
    حوصله م که سر می رود می روم پالادیوم 
    نگاهی به کتاب های مادام بوواری می اندازم 
    می روم
    تو داستان "گربه های آدمخوار" موراکامی، یه جای زنِ داستان میگه "روزنامه ها همه جای دنیا یه جورن...هیچ وقتی اون چیزی رو که باید بگن نمیگن".
    صفحه پر می کنن، بیخودی.
    بین خودمون باشه، من خیلی وقتا حس می کنم دقیقا همون روزنامه هستم که خوندنم حتی به درد خودم هم نمی خوره.
    دیگه ی روزنامه ی 3عصر که ... .
    امیدوارم این حس ها رو کمتر تجربه کنید.
    پاسخ:
    می فهمم..
    ممنونم:)