پالادیوم

پالادیوم

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

به نظر من روحانی و رئیسی به سبب اینکه ملبس به لباس روحانی هستند نبایستی در چنین جایگاهی قرار بگیرند چون شیوه و سبک زندگی روحانیت با ذات قدرت و سیاست و مدیریت کشور همخوانی ندارد پس حضور این دو در عرصه انتخابات از اساس غلط است.این جایگاه نیازمند افرادی است که دارای تخصص و تحصیلات دانشگاهی باشند یا تیم مشاوران متخصص برای برنامه ریزی داشته باشند و یا خودشان توانایی انجام تدوین برنامه سازندگی و توسعه را برای کشور داشته باشند.تا این لحظه رئیسی حرفی برای گفتن نداشته و از برنامه های خود برای اشتغال جوانان رونمایی نکرده صرف تعریف از خوب بودن چیزی،برنامه ارائه دادن نیست همه مردم می دانند وضعیت کشور به چه شکل است همه منتظرند ببینند خب راه حل چیست؟!از طرفی تخصص رئیسی ارتباطی به امر کشورداری ندارد به نظر من کسی که تخصصش ربطی به آبادانی کشور ندارد،نبایستی در لیست انتخاب قرار بگیرد.

روحانی علاوه بر روحانی بودنش سابقه اجرایی ضعیفی در این چهار سال داشته و با تاکید و تمرکز بر مسئله برجام سعی داشته نقاط ضعف مدیریتش را مخفی کند از طرفی وی حتی از خود برجام نه به عنوان امکانی برای سرمایه گذاری خارجی که در واقع ورود تکنولوژی به عرصه صنعت و اصلاح ساختار های تولیدی می باشد،بهره نبرده که به ورود کالاهای تولیدی کم ارزش بسنده کرده.روحانی شخصیتی وابسته به حزب دارد و قدرت چانه زنی اش را صرف مبارزه ایدئولوژیک با رقبایش در عرصه قدرت می کند و نه به کار گیری تیم متخصص جهت بهبود اوضاع کشور.بهترین شکل دفاع می تواند ارائه برنامه مدون و قابل اجرا برای مدیریت ملی باشد.

جناب هاشمی طبا منتسب به جناح اصلاح طلبان است و این روزها به علت وابستگی حزبی اش در تیر نقد هایی با موضع گیری جناحی قرار می گیرد ولی تا کنون در میان کاندیداهای حاضر فردی است که بیشترین زمانش را به جای اتهام زنی به ارائه برنامه اختصاص داده .به نظر می رسد مشاورین هاشمی طبا به اهمیت مسئله محیط زیست در جهان امروز به خوبی واقفند و اگرچه این مسئله می رفت تا در گرد و خاک جناحی کاندیداها نادیده گرفته بشود اما در فیلم انتخاباتی هاشمی طبا به آن به شایستگی پرداخته شد.تا به این لحظه تنها نکته منفی در ارتباط با هاشمی طبا سن وی است که نگارنده را در زمینه توانایی اش برای اداره کشور دچار تردید می کند.

آقای قالیباف که پیش از این در سمت شهرداری تهران بوده کاندیدای جنجالی (و در این مورد همتراز با جهانگیری)این روزهاست.قالیباف را می توان دوئل کننده با جهانگیری دانست.آن ها ادامه دهنده رسم وزیرکشی احمدی نژادی هستند.تا چند ماه قبل از انتخابات نقد ها به قالیباف و عملکردش در شهرداری تهران شروع شده بود که همین امر شایعه مبنی بر شرکتش درانتخابات را رنگ واقعیت می بخشید.اینکه عملکرد قالیباف در سمت شهرداری واقعا خوب بوده یا خیر هنوز به درستی مشخص نشده اما موضع گیری جناح ها بر علیه هم بخشی از نقاط قوت و ضعف این کاندیدا را بیان می کند.اما در مجموع امتیاز مدیریتی و تخصصش وی را در جدول لیست انتخاباتی من بالا می کشد تا جایی که همتراز با هاشمی طبا می شود.حالا من دو گزینه برای انتخاب دارم که یکی از جناح اصلاح طلب هاست و دیگری منتسب به جریان اصول گرا (با حمایت های دور و نزدیک این جناح)،که تصمیمی قطعی در ارتباط با آن ها نگرفته ام.

اما جهانگیری شیرژیان جناح اصلاح طلب هاست!کاندیدایی بدون برنامه که با رفتارهای نمایشی سعی در مظلوم نمایی ،کوباندن رقبا و جمع کردن آرا برای جناح اصلاح طلب را دارد.این در حالی ست که صحبت هایی مبنی بر جانشینی وی به جای حسن روحانی به عنوان کاندیدای مدنظر اصلاح طلبان شنیده میشود.

اما از عجایب انتخابات این دوره شباهت آن به سایر دوره های انتخاباتی است.جو حاکم بر فضای افکار عمومی افراد را به سمت انتخاب "چه کسی بهتر می کوباند"برده است نه اینکه چه کسی "برنامه بهتری برای توسعه کشور دارد".این در حالی است که مردم در مصاحبه های تلویزیونی،در جلوی دوربین در نوشته های شبکه های مجازی تا پیش از انتخابات از خلا برنامه مدون برای توسعه کشور،از ضعف مدیریت،از سیاسی بازی های منفعت طلبانه نقد می کنند!این نشان می دهد که ما تارسیدن به بلوغ سیاسی  فاصله داریم.

چند نمونه از اتهام هات و نقد ها به کاندیداهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری:

حسن روحانی:عملکرد ضعیف چهارساله،عملی نکردن وعده صد روزه،فساد اقتصادی برادر ایشان

محمدباقر قالیباف:ضعف مدیریتی در اداره شهر تهران،ارتباط با مفسدان اقتصادی،دست داشتن در حادثه کوی دانشگاه

هاشمی طبا:تبری دادن دولت از انجام وظایف محوله،نمایشی بودن وعده های انتخاباتی،دارای عقاید ناسیونالیستی و شومینیستی

سید ابراهیم رئیسی:دست داشتن در اعدام های سال 67،دگماتیسم،داماد علم الهدی امام جمعه جنجالی مشهد

اسحاق جهانگیری:نامزد پوششی برای دفاع از عملکرد دولت یازدهم،مرتبط با باندهای قدرت و ثروت

 

 

 

  • ۹۶/۰۲/۱۴
  • نویسنده ....

دست به قلم

نظرات  (۷)

  • یا فاطمة الزهراء
  • کامل نخوندم هنوز ولی میترسم یادم بره این رو بگم برم بقیه پست رو بخونم
    درباره تحصیلات روحانیت باید بگم که خیلی هاشون فقط حوزه نرفتن دانشگاه هم رفتن و سوادشون میرسه البته برای این انتخابات هنوز درباره رئیسی تحقیق نکردم و نمیدونم چیز دیگه خونده یا نه اصلا سابقه اش چیه
    و کلا از وقتی قالیباف کاندید شد تصمیمم رو گرفتم و میدونم به کی رای میدم مگه انصراف بده :| که در این حالت خودم ترورش میکنم :)) چون دوست ندارم رای ندم یا رای سفید بدم از هیچکدوم از کاندیداهای دیگه ام خوشم نمیاد نه تنها خوشم نمیاد که از یکی شون چندشم میشه :| 
  • یا فاطمة الزهراء
  • لینک کلیپ هاشمی طبا رو که تو پست گفتی اگه داری برای من میفرستی؟ یا میذاری تو پست؟ 
    پاسخ:
    از اینجا
  • قاسم صفایی نژاد
  • میرسلیم رو حساب نکردید ؟ :D
    پاسخ:
    هرچی فکر کردم هیچ حرفی برای گفتن در مورد ایشون نداشتم:))
    پست خوبیه. منتظرش بودم به واقع :)
    ممنون صبا.
    پاسخ:
    قربانت
    به عقیده من  , سابقه کاری درخشان همراه با وجدان کاری بیشتر از دانش و فن در این حوزه  کارگشاست, البته تخصص و دانش پس از این دو الخصوص وجدان وجدان کاری 
    اولین اختلاف نظرم با تو، صبای عزیز، اینه که اتفاقا به نظرِ من روحانی تقریبا تنها ریییس جمهوری بوده تو تاریخ بعد از انقلاب، که کابینه ی نسبتا موجه و کارآمدی داشته. در مورد کارآمدی بحث فراوونه، و من فقط از روی آتیش برجام یه پرش بکنم و بگم که(چون بهش اشاره کردی) برجام یه موضوع حکومتیه(مثلِ 90درصد مسائل کشورِ ما، که البته مجریش تیم روحانی و ظریف بود؛ در اینکه ظریف وزیر قابل قبولیه مخالفی باهام؟). برمی گردم و حرف می زنم احتمالا. ببخشید که ناتموم رها می کنم حرفم رو. و در مورد قوت کابینه، اتفاقا در مورد جهانگیری هم صادقه. شاید گزینه ی خوبی برای ریاست جمهوری نباشه، اما چندان وزیر بدی نبوده.
    کلا حرف زدن از مسائل سیاسی، اونم تو یه فضای عمومی، یه جورایی تابویِ منه.
    پاسخ:
    شما نظرتون رو راحت بگید.من نظرم رو توی پستم گفتم برای همین چیز خاصی به ذهنم نمی رسه که بگم:)
    اوایل انقلاب امام هم همین نظر رو به نوع دیگری داشت. عدم مداخله روحانیون در سیاست رو میگم. ولی بعدها کم کم جو برگشت.