پالادیوم

پالادیوم


من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

دست نامرئی مادر+پی نوشت

سه شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۴۶ ق.ظ




در میانۀ قرن هجدهم، فیلسوف اسکاتلندی آدام اسمیت داستانی دربارۀ بازارها و کالاها و مردم گفت که به روایت غالب دربارۀ طبیعت بشر و اصل ساختارساز تعاملات روزمره‌مان تبدیل شده است. او استدلال کرد که جامعه از افرادی منفعت‌طلب تشکیل شده است و این افراد از طریق بازارهاست که زندگی دسته‌جمعی را ممکن می‌سازند. اسمیت در ثروت ملل می‌گوید: «به‌خاطر خیرخواهی قصاب، آبجوساز یا نانوا نیست که انتظار شام داریم، بلکه به‌خاطر اهمیتی است که آن‌ها به نفع شخصی‌شان می‌دهند.»کتاب چه کسی شام آدام اسمیت را پخت؟ حملۀ مارسل به کلیت ایدۀ عقلانیت اقتصادی از اسمیت تا به امروز است. از نظر مارسل، عنوان داستان به خطایی بنیادین در ایدئولوژی اقتصادی اشاره می‌کند: «لابد کسی بوده که استیک آماده کند تا آدام اسمیت بگوید کار او اهمیتی ندارد.» بخش عمده‌ای از زحمت خانه‌داری و نسل‌پروری زنان به‌معنای دقیق کلمه در الگوهای اقتصادی جایی ندارند. لطیفه‌ای قدیمی می‌گوید «وقتی اقتصاددانی با مستخدمۀ خانه‌اش ازدواج کند، 'تولید ناخالص داخلی' کاهش می‌یابد» که چندان هم لطیفه نیست؛ بلکه تبیینی درست است از «تولید ناخالص داخلی» و آنچه در این سنجه به حساب نمی‌آید. عقلانیت اقتصادی که تصور می‌شود هادی رفتار بشر است، به‌گونه‌ای طراحی شده است که بر نیمی از جمعیت صدق نمی‌کند؛ یعنی آن نیمه‌ای که انتظار می‌رود رایگان کار کنند. مارسل نمی‌گوید علم اقتصاد «سکسیست» است؛ بلکه بیشترْ این علم را بی‌خبر از اصل قصه می‌داند.دنیایی که در آن، زنان بر وال‌استریت مسلط باشند، از بیخ‌وبُن متفاوت از دنیای واقعی ماست؛ لذا با توصیف آن دنیا، هیچ چیزی دربارۀ دنیای واقعی‌مان نمی‌فهمیم. هزاران سال تاریخ را باید دوباره ازنو نوشت تا به آن لحظۀ فرضی برسیم و ببینیم یک بانک سرمایه‌گذاری به‌اسم خواهران لیمَن چگونه در مواجهه با بازار ملتهب املاک امریکا رفتار می‌کند.

خلاصه اینکه این آزمایش ذهنی بی‌معناست. پدرسالاری، پس از «هزاران سال از تاریخ» که فعال بوده است، ناگزیر به پایان می‌رسد. پدرسالاری نه در طبیعت بشر ریشه دارد و نه در زیست‌شناسی؛ بلکه امری تاریخی و مشمول مرور زمان است. از نگاه جوامع آینده، علم اقتصادْ فرقه‌ای مردانه و احمقانه به نظر می‌آید و کتاب مارسل هم طلایه‌دار لحن تمسخرآمیز آن جوامع است. فمینیسم راهی برای احترام‌گذاری یا پرکردن خلأهای تاریخی نیست؛ بلکه ابزاری انتقادی برای تمایزگذاری میان درست و نادرست است. با تکیه بر این حقیقت که زنان هم انسان‌اند و بسیاری انسان‌ها زن‌اند، شیوه‌های دیگری از تفکر را می‌یابیم که پیش‌فرض‌های بسیار متفاوتی دارند.او می‌نویسد که ما آموخته‌ایم با «انسان اقتصادی» همذات‌پنداری کنیم: با «عمق احساسات او»، با ترس او «از آسیب‌پذیری، از طبیعت، از هیجانات، از وابستگی، از چرخه‌ها، از هرچیز که توان درکش را نداریم». البته دروغ‌های خاصی که پدرسالاری در چند هزارۀ گذشته به کار گرفته است بارهاوبارها افشا شده و از نو طرح‌آمیزی شده‌اند؛ اما نقد مارسل (آن سنت فمینیستی ضدسرمایه‌داری که سکوی حرف‌های اوست) نوعی درک تاریخی با پتانسیل فوق‌العاده است. او می‌نویسد: «می‌توانیم به‌جای تلاش برای مالکیت دنیا، تلاش کنیم دنیا حس خانه‌مان را داشته باشد.»


برگزیده از ترجمان


   پ.ن:دوست عزیزی گفتند ممکنه برخی اصطلاحات و مباحث مطرح شده در این پست درکش برای خوانندگان دشوار باشه،خوشحال میشم اگر سوالی در این رابطه دارید رو پاسخ بدم.

  • ۹۶/۰۳/۰۲
  • نویسنده ....

دیگران

زنان

نظرات  (۹)

چقدر خوشحالم زنم...
البته من احساس میکنم چیزی که اینها هنوز بهش نرسیدن اینه که مردها هم باید در این چارچوب قرار بگیرن اما نگاه ما زن ها به مردها و نگاه خودشون به خودشون نمیزاره!چه بسا که ما داریم نگاه خودمون رو هم به خودمون و جنسمون (زن) تغییر میدیم...وامصیبتا داره...
پاسخ:
خوبه که حس خوبی نسبت به جنسیتتون دارین و اینکه فمینیسم در جای خودش دستاوردهایی داشته کما اینکه همیشه تا ایده ال فاصله ای هست...قسمت آخر نظرتون برام مبهم بود
منکرش نیستم حتی منکر مدرنیته بعد از اون انزوای عقل و پست مدرن بعد از تک بعدی بودن افراطی ِمدرنیته نیستم!یعنی اصلا میطلبیده!
اما هرچیزی جامعه ی خودش رو داره و به نظرم غیر علمیه که مثلا رنسانس در کشور ما اتفاق بیافته صرف اینکه اونجا خوب بوده! میدونید که چی میگم!
فمنیسم هم دستاوردهایی داشته برای زنان کارگری که بازی مدرنیته رو خوردن مثلا! 
ما قبل از اون اتفاقاتیم!و حالا خود ِ فمنیسم داره مارو از اون ور بوم میندازه مثالش اینکه حالا خیلی از آقایون مدعی ان باید مخارج زندگی نصف بشه!این بلاییه که خودمون سر خودمون آوردیم!
حتی دیده شده خواستگاره اول میپرسه شغلش چیه و حتما شاغل شده باشه بعد میان خواستگاری!

پاسخ:
قسمت اول صحبتتون رویکرد بومی به مکاتب فکری هست که به نظرم درسته.اما در مورد نگاهی که به فمینیسم دارید به نظرم نگاه تک بعدیه...این مکتب فکری مثل تمام مکاتب فکری گرایشات متفاوت و نظریات بسیاری داره که گاهی در نقد یک نظریه در درون همین چارچوب هست.
اقا ی چیزی!
من از این پست فهمیدم زن نوعا بدون منفعت طلبی تعاملات رو شکل میده و این ی ایده آله و باید اتفاق بیافته ، حالا این دو جنبه داره یا سرمایه داری این حرفو میزنه برای استفاده (سواستفاده )حداکثری از زن یا از این جنبه میگه که خوبه منفعت طلبی حذف بشه و مرد و زن این شکلی بشن تا همش فکر کنیم همه جا خونمونه!درسته!؟
یا اصلن اشتباه متوجه شدم!بگو طاقتشو دارم:))
پاسخ:
کتاب چه کسی شام آدام اسمیت را می پزد؟ در نقد تفکر سرمایه داری هست و کلا بر اساس تردید در اصل انسان اقتصادی عقلایی که فرضش رو بر مرد قرار داده،نوشته شده.در تفکر سرمایه داری کاری با ارزش هست که ازش سودی حاصل بشه برای همین کار زنان در خانه چون بدون دستمزد اصلا در این چرخه محاسبه نمی شه!چون نوع ارتباطات بر پایه منافع متقابل و محاسبه پولی در نظر گرفته می شه.مارسل داره این نگاه رو نقد میکنه و می گه چرا کار زنان در خانه بی ارزش تلقی می شه؟بعد استدلال می کنه که علت این وضعیت جهان سرمایه داری که بر تفکر مردسالارانه مبتنی هست.چرا می گه مردسالارانه؟چون زنان بدون گرفتن دستمزد برای همسرانشون خانه رو تبدیل به محلی برای زندگی می کنند نتیجه می گیره در یک جهان زنانه سود محوری ملاک نیست.منظور از جهان زنانه تفکر و احساس زنانه است نه زن به عنوان یک فرد. و هر وقت اصل این تفکر یعنی سود محوری تغییر پیدا بکنه دیگه ما سر مالکیت با هم رقابت نمی کنیم وضعیت حرصی که در انسان علاقه مند به پول دیده می شه تغییر پیدا می کنه.معتقده این وضعیت حاصل تلقینی که به افکار عمومی می شه همه باید با ترس های انسان در یک جهان سرمایه داری همذات پنداری بکنند.چرا؟تا همه به این سمت گرایش پیدا بکنند و اصلا فرض دیگری رو نتوانند برای زندگی کردن در نظر بگیرند.
بله اعتراف میکنم خیلی راجبش (فمنیسم) نمیدونم نوعا فمنیسمو از آدمهایی که خودشون رو پیرو این مکتب معرفی میکنن شناختم که خب به تبع اینکه آدمای جالب و موفقی نبودن به نظرم جذبم نکردن و احساس نکردم این مکتب و حرفاش میتونه حالمو بهتر کنه ،گاهی از خودم میپرسم یعنی من واقعن دنبال حقی نیستم که بهم نداده باشن به عنوان ی زن؟!بعد میبینم نه!شایدم برای من پیش نیومده...

پاسخ:
فمینیسم و به نظرم هر مکتبی رو توی ایران از طرفدارانش نشناسید خودتون تحقیق کنید و اطلاعات کسب کنید البته اگر حس کردید نیاز دارید به بیشتر دانستن
علی الخصوص تو ایران...
مثل اینکه بخوای مثلا دینو از بعضی از این آخوندا بفهمی!:))
پاسخ:
بله:))
چقد خوب بود. ⁦:-)⁩
هرچند که در واقعیت اون جمله خط آخر، درنهایت، یه آرزوئه! اونم توی آرمان شهر ِ آدام اسمیت. 
آره میتونیم تلاش کنیم. 
و اینکه چقدر سخته درمورد این نوشته ها، اون حرفی که توی ذهنت هست رو توی کامنت بنویسی! ⁦:-D⁩ من نمیتونم. من باید حرف بزنم ⁦:-)⁩
پاسخ:
ممنون از توجهتون دکتر:)
خوبه که بدونیم لااقل چی می خواهیم این خودش یه قدم رو به جلوئه
می فهمم:))
  • مجید مویدی
  • جمله ی "علم اقتصاد فرقه ای احمقانه خواهد بود" رو درست متوجه نمیشم. یعنی چطور از علم پرش می کنه به فرقه.
    اما با این حال، و با پذیرش اینکه اقتصاد علم احمقانه ایه، بد نیست بدونیم که مارسل تنها کسی نیست که بعضی از اصول اسمیت رو مورد نقد قرار میده. در واقع، خیلی از اصول کلاسیک ها و نئوکلاسیک ها(از دید علم احمقانه ی اقتصاد می گم این دسته بندی ها رو) توسط اقتصاددان های بعد از اسمیت از پای بست مورد حمله و نقد قرار گرفته. خیلی هم طول نکشیده که این نقدها وارد بشه ها! منظورم اینه که مختص دهه های اخیر یا قرن بیستم هم نیست.
    + کسانی که این نقدهای جدی رو وارد کردن، فقط از اقتصاددان های مکاتب دیگه(مخالف با اسمیت ها و نئوکلاسیک ها) هم نبودن، بلکه خیلی هاشون در تقسیم بندی کلی، جزء همون مکتب نئوکلاسیک یا کلاسیک ها دسته بندی می شدن.
    یکی از همون اصول که توسط احمق ها به درستی رد شده، فرض "انسان اقتصادی عقلایی" هست. دیگری، فرضیه یا نظریه ی انتظارات عقلایی. دیگری، عملکرد کارای بازرهاست و ... خیلی چیزای دیگه.
    + این دسته ی منتقدین، به خیلی از موضوعات مهمی که تو فلسفه ی اقتصادی نئوکلاسیک ها نادیده گرفته شده بود توجه کردن، اون ها رو تحلیل کردن و حتی در قالب مدل های نظری و حتی ریاضی شون هم وارد کردن. مثلا، بعضی از مکاتب شاخه ای از اقتصاد به نام "اقتصاد جمعیت"، ارزش زیادی برای "زن" قائل هستن. چرا که از نظر اون ها، "زن"، اصل ارزش رو تولید می کنه؛ یعنی "انسان". و در مدل هاشون، زمان فراغت "زن و مرد" رو چیز با ارزش بالا(و مطلوبیت بالا) تلقی می کنن. خب بی دلیل نیست. عمل تولید مثل، در خلال اوقات فراغت می تونه صورت بگیره. کسی که فراغتی نداره، یا به اندازه ی کافی نداره که ... .
    خلاصه، خیلی از حرف ها و اصول موضوعه اسمیت و هم فکرانش، سال های سال هست که توسط خود اقتصاددان ها رد شده، یا مورد انتقاد اساسی و شدیده.
    چقدر حرف زدم.
    پاسخ:
    این لفظ احمقانه خطاب کردن اقتصاد به نظرم خطاب به تفکر سرمایه داری هست که بخشی از جامعه رو نادیده گرفته وگرنه خود این گرایش فمینیست اقتصادی هم درچارچوب علم اقتصاد داره نظر میده
  • مجید مویدی
  • صبا؟!
    یعنی از بین این همه حرف که من زدم، هیچ کدوم جالب توجه نبود به جز همین؟؟ ؛)
    اقتصاد جمعیت، نظرات خیلی جالبی داره. یکی از اساتید بزرگ کشورمون، که اقتصاد رو واقعا تحقیق کرده بود و به خصوص اقتصاد جمعیت رو، فردی بود به نام "رحیم دلالی اصفهانی" که متاسفانه به تازگی این زندگی رو وداع گفت. این انسان شریف، دیدگاه های جالب و عمیقی راجع به اقتصاد سرمایه داری، و مبانی فکری اقتصادی توی مکتب اسلام داشت.
    + مزیت بزرگش این بود که اون اول خوب اقتصاد رو(حالا هر شاخه ای که براش جالب توجه بود) مطالعه تحقیق کرده بود، بعد نقد و تحلیل می کرد. یکی از ایرادهای اساسی که به خیلی از اقتصاددان های داخلی داشت این بود که بدون مطالعه ی اقتصاد سرمایه داری، می خوان نقدش کنن. 
    + دیگه اینکه، برای من خیلی جالب بوده همیشه، که بزرگترین منتقدای اقتصاد مرسوم لیبرالی(نئوکلاسیک)، از بطن دانشگاه ها و جوامع خودشون در اومدن.
    پاسخ:
    از نظراتتون استفاده می کنم چون بهرحال رشته تخصصی شماست.منتها به نظرم رسید این مسئله براتون اهمیت داره چون ضمن نظرتون چند بار بهش اشاره کردین.
    بله درسته شناخت مقدم بر نقد هست:)
  • مجید مویدی
  • بله. اهمیت داشت و داره. اساس علم(لااقل با تعریفی که غربی ها ازش دارن-منظورم همون science هست) بر فرضیه و نظریه و نقد و شکل گیری نظریه های جدیده. این ماهیت علم هست.
    و این چیز احمقانه ای نیست. شاید منظور مارسل چیزی بوده که شما گفتید، اما به نظرم این جمله و با این ترجمه، اشکال اساسی داره.
    شما هم به درستی اشاره کردی که خود نقد فمینیستی اقتصاد، بالاخره در چارچوب علم اقتصاد انجام میشه.
    + "تخصص" که نه، اما رشته مون بوده بالاخره :)
    پاسخ:
    فرمایش شما متین:)