پالادیوم

پالادیوم


من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

لا تزغ

جمعه, ۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ب.ظ

این اولین ماه رمضونی که کنار خانواده نیستم.کنار سفره حاصل زحمت مادر که با آش رشته تزئیین شده با کشک و پیاز داغ وسوسه ات می کرد تا آرزو کنی ای کاش حالا حالا ماه خدا باشه،گیرم دل تو با یه کاسه آش رشته گره خورده باشه به این ماه،ولی قصه یک کاسه آش رشته نیست.همه چیز به پرهیز قبلش برمی گرده به لذت سربلند بیرون اومدن از اینکه به لذت خودت"نه"بگی.به اینکه خرق عادت کنی عادت خوردن و آشامیدن رو.به اینکه پشت پا بزنی به وسوسه "خواستن" و تمنای چیزهایی که تو رو در کالبدت محصور کرده.این"منیتی" که درت ریشه انداخته و تنومند شده که چرتکه میندازه وقت و بی وقت.که گرفتارت می کنه در اضطراب های دویدن های هرروزه برای رسیدن.انگار که قراره پوست بندازی با شروع این ماه.دلتنگ سفره مادرم.دلتنگ آبجوش و زعفران و گلاب و نبات خوش رنگی که توش می رقصه.دلتنگ عطر چادرنمازش و صدای قرآن خوندنش.دلتنگ خستگی هاش و حس کردن ترک های کف دست هاش وقتی که روی پیشونیت می کشه تا برای نماز صبح بیدارت کنه.دلتنگ شنیدن ربنا تو حال و هوای خونه ام...ربنا...ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا

 

 

 

 

 

  • ۹۶/۰۳/۰۵
  • نویسنده ....

واگویه

نظرات  (۱۰)

ماه رمضون های خوابگاه یک حس و حال جالبی داره. درسته که ادم دوست داره مثل هرسال خونه باشه. ولی باز این هم جالبه. :)

پاسخ:
ممنون از دلگرمیتون:)
ما درخواست ربنای شجریان داریم. D: این طفل چیه میذارین جلومون!
پاسخ:
:))))
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • این هم یه تجربه است!
    التماس دعا.
    پاسخ:
    محتاجیم به دعا.:)
  • مجید مویدی
  • ربنای شجریان، دیگه مالِ خودش نیست. یه هویت جدا از شجریان داره الان. متعلق به یه ملته که باهاش به یه "حال" خاص می رسن. مثلِ من با هر بار شنیدنش. با اون شعر بی نظیر حضرت مولانا.
    البته شاید شما اینطور نباشید و این اجرا رو بهتر می دونید.
    + در هر صورت، این ماه، ماه بزرگیه. با هر اجرایی از ربنا.
    + و همچنین و جدا از نکته ی قبلی، اجرای استاد هم، از بهترین های تمام تاریخه. خواه تلوزیون ملی پخشش بکنه یا نکنه.
    پاسخ:
    راستش من اصلا به اینکه ربنای کی باشه توجه نکردم این رو دوستی برام فرستاده بود و به نظرم قشنگ اومد،همین!خیلی پیچیده نبود به واقع
    ربنای شجریان هم خاطره انگیزه یاد همه افطاری های سال های بچگی می اندازه آدم رو ...
  • مجید مویدی
  • امیدوارم از فرصت های این ماه بزرگ و عزیز حیرت انگیز، بتونم استفاده کنم تا کمی سینه و مغز و چشمم رو پالایش کنم.
    + و در حق همه خیر بخوایم. به قولِ یه ژاپنی، "شفقت، به راستی همان بلند نظری ست".
    پاسخ:
    انشاالله برای همه همین طور باشه
  • مجید مویدی
  • حق با شماست.
    حرف های من حتی اگه درست هم باشه، اینجا محلی از اعراب نداشت.
    به جای پرداخت به متن، حاشیه بود.
    پاسخ:
    نه خواهش می کنم اینجا قراره حرف بزنیم دیگه ،حرف می زنیم تا اگه چیزی مبهمه روشن بشه،می گن دشمنی همیشه سرراسته ولی دوستی با سوتفاهم همراهه:)

  • مجید مویدی
  • خونه ی ما،سحر،مادر همیشه زودتر از همه، خیل زودتر از همه بیدار میشد(و خدا رو شکر هنوزم همین طوره، هرچند دیگه من دیگه اونجا نیستم) و همه چیز رو آماده می کرد. من همیشه دوست داشتم پا به پاش بیدار بشم. به خاطر همین می گفتم که منم با خودش بیدار کنه. همیشه وقتی میخواستم پدر رو بیدار کنم، _شبایی که خسته ست_ میگفت بذار یه کم دیگه استراحت کنه، خسته ست. همه چیز که آماده شد بیدارش می کنیم.
    بعضی وقتا خانوما واسه همسرشون هم مثلِ مادر می شن :)). نه؟
    خیلی جالب این قضیه.
    پاسخ:
    هی آقای مویدی من از خونه مون دورم شما هم از این چیزا تعریف می کنید ...هی:)))
    آره مردا یه وقتایی بچه می شن:)
  • مجید مویدی
  • هی....هی... واقعا هم. "واحسرتا".
    + ولی یه "هی" دامنه دارِ دیگه هم بکشم. من میگم مادرا واسه مردا هم مثلِ مادر میشن گاهی، شما میگی "مردها بعضی وقتا بچه میشن" :) ؛). مصبتو شکر. این دو تا یکی نیستنا! هر چند نمیشه منکر حرفِ شمام شد. کلا مردا خیلی وقتا بچه میشن؛ خودمونیم :)).
    من اونجا "در ستایش زن" نوشتم. که در قالب مصداقی، مادرم بود. اما به راحتی میشه به همه ی "زن" ها تعمیم ش داد. دستِ کم خیلی از زن هایی که من دیدم.
    پاسخ:
    :))))))
    همشون یک مادر درونی دارن:)
  • زهرا یگانه
  • ماه رمضان گذروندن در خوابگاه یه جور خود هندل گری (!) با شیب سریع به آدم میده!

    خدا خیرت بده! همین طور این طفل ( اشاره به نظر حاج مهدی :D) رو. با شنیدنش اصلاً فکرم رفت یه جای دیگه! جوریکه چیزی که داشتم میدیدم رو قطع کردم و چندین بار گوشش دادم.
    پاسخ:
    خود هندل گری چه ترکیب باحالی:)
    امان از دست این حاج مهدی:)))
    چه حس خوبی داشت این پستت :)
    خدا سایه شون رو بالای سرتون نگه داره ...الهی آمین...
    این روزا هم میگذره :)
    توکل بخدا ...


    التماس دعا...




    پاسخ:
    ممنونم:)
    محتاجیم به دعا