پالادیوم

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیگران» ثبت شده است

تماس آقای کارگردان

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۲۰ ب.ظ

من کمک مالیمو انجام دادم . تسلیت هم گفتم . همسرمم به کرمانشاه و سر پل ذهاب رفته . اکنون وقت طرح چند سوال . یک : چرا اساسن نباید دولت پیش بینی حوادثی از این دست رو از قبل انجام بده مگه چادر و پتو و آب معدنی اقلام مصرفی فاسد شدنی هستن که از قبل در انبارهای هلال احمر نگهداری نشده ؟ پس کار هلال احمر چیه ؟ دو : کلا چند خانواده در اثر این زلزله آواره شدند ؟ بیش از ده هزار خانواده . که قطعن کمتره میگیم همون ده هزار خانوار . فرستادن ده هزار چادر از انبار تا مناطق زلزله زده با هلی کوپتر هم تا لحظه تحویل نصفه روز . چرا بعد از پنج روز همچنان درخواست چادر و پتو میشه ؟ سه : از الان به بعد فرستادن حداقل پنج هزار کانکس به این مناطق کی و چه زمان انجام میشه ؟ سرمای جانکاهی در راهه . معادله به این سادگیه و دولتی که نتونه تو این شرایط کار به این سادگی رو انجام بده وای به حال مردمش که وای به حالم شدن در کرمانشاه . چهار : اکنون نوک پیکان به سمت مسکن مهر رفته و رئیس محترم جمهور بجای اینکه از خزانه دولت فوری دوهزار میلیارد اختصاص بده به کمک و امداد رسانیه مردم مسکن مهر دولت قبلی رو محکوم میکنه . حتما میگید دو هزار میلیآرد تومن پول زیادیه ؟ این مبلغ متاسفانه پول خورد اختلاس کننده هاست . احمدی نژاد حداقل با مسکن مهر هزاران خانوار رو تحت پوشش قرار داد شما چه کردی آقای روحانی عزیز که خوشبختانه من رای ندادم کلا به هیچ کدام از شماها . پنج : چرا مردم خودشان باید به داد هم برسن پس کار شما چیه ؟ مردم دم غیرتتون گرم . دم همتتون گرم . شش : اینکه مسکن مهر با بی دقتی ساخته شده هم جای گله دارد ولی آیا همه تلفات در مسکن مهر اتفاق افتاده و اکنون شما جناب رئیس جمهور دلسوز بقیه خانه های مسکن مهر را از الان بازسازی کنید و استحکامش را برای زلزله های بعدی با توجه به زلزله خیز بودن کشورمون بیشتر کنید . شش : هزاران نفر کشته شدن استفاده سیاسی از این فاجعه نکنیم لطفا .
ممنون .
الو ... ؟ الو ... ؟ صدای منو میشنوین ؟ ای بابا این که قطع شد.

منوچهر هادی 

  • نویسنده ....

قهرمانان زبان

چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۳۷ ق.ظ

فی‌الحال خوب است بررسی کنیم و ببینیم صادق زیباکلام اصول‌گرایان کیست؟! اجازه دارم بگویم؛ «مشترک مورد نظر در دسترس نیست»؟! بعله! استاد گران‌قدرم «حسین شریعتمداری» در صحنه است و الحمدلله که سایه‌ی‌شان بر سر من و ما هست؛ ولی ایشان، داخل روزنامه است و من اما دارم از فردی سخن می‌گویم که اولا از بیرون روزنامه، مشغول روزنامه‌نگاری است و ثانیا فقط روزنامه‌نگار نیست! شاید مخاطب این یادداشت نداند اما فاش می‌گویم که بداند؛ شماری از عناصر اصول‌گرا، گله دارند که «چرا روزنامه‌های زنجیره‌ای، این‌همه پر و پیمان هستند به حیث تعداد صفحه، اما «وطن امروز» و «کیهان» نه»؟! حضرات محترم! سروران معزز! علت آن است که شما در جلسه هستید و قهرمان زبان هستید و حال قلم دست گرفتن ندارید و خیال می‌کنید اگر در موضوع ۷ آبان، یک متن درست و درمان به روزنامه‌های انقلابی بدهید و تبیین حقیقت کنید، کلاس فاخرتان مخدوش می‌شود! آن‌طرف اما صادق زیباکلام، از «مرتضی پاشایی» گرفته تا «مسعود بارزانی» می‌نویسد و حجاریان و تاج‌زاده و محسن آرمین و عباس عبدی و کی و کی هم برای روزنامه‌های مطبوع‌شان می‌نویسند! والله مدیرمسئول کیهان، بیشتر از ۱۰ انگشت در دستان خود ندارد! و والله سردبیر وطن امروز، بیشتر از یک نیروی ثابت در گروه سیاسی خود ندارد که همان «دبیر گروه سیاسی» باشد! آری! حسن روحانی را «صادق زیباکلامِ همه جا حاضر در صحنه» رئیس‌جمهور کرد! از بس که به جای جلسه، نوشت! و از بس که به جای جلسه، رفت داخل مردم! زیباکلام ۷۰ ساله‌ی ما اما کجاست؟! واحیرتا! مرد همیشه در صحنه‌ی ما، می‌شود آیت‌الله علم‌الهدی! سخنان ایشان درباره‌ی حجاب، کجا و چگونه و با چه لحن و سخنان رهبر انقلاب درباره‌ی حجاب، کجا و چگونه و با چه لحن؟! واقعا خوب کرد خداوند که مرا در مشهد، دختر نیافرید و الا معلوم نبود از لج امام‌جمعه‌ی محترم، چه بلایی می‌خواستم سر روسری خود درآورم! گفتم که! حدی برای بی‌بصیرتی خودم قائل نیستم اما هراسان از حرف حق هم نیستم! لذا کاش به جای این‌همه دکتر و مهندس و آیت‌الله و فاضل و اندیشمند، فقط یک‌ «صادق زیباکلام» داشتیم! نه! زیباکلام، نه حراف است و نه بیسواد؛ بل‌که در صحنه حاضر است! و برای جناح خودش، درست در صحنه حاضر است! آن‌جا که گوش حسن روحانی را می‌گیرد که «پس چه شد وعده‌هایت به ما اصلاح‌طلبان؟!» ولی ما مصداق کفر می‌دانیم اگر خطاب به آیت‌الله جنتی بنویسیم؛ «نامزدی که خودش هم خودش را صوری می‌داند، چطور شورای نگهبان، صلاحیتش را تأیید کرد؟!» نه! ما صادق زیباکلام نداریم...

حسین قدیانی

  • نویسنده ....

ویلایی ها

چهارشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ب.ظ

 نمی‌دانم از جنگ، چه زخمی سهم من شده که «ویلایی‌ها» را نه در سینما و نه امروز در خانه، نتوانستم تا آخر ببینم اما همین‌جا، از عوامل این اثر، تقدیر می‌کنم! «ویلایی‌ها» روایت زندگی توأم با رنج همسران شهدا است که رنج‌شان، در لابه‌لای رنج مادران و پدران و فرزندان شهدا، ایضا حماسه‌آفرینی خود شهیدان، هرگز آن‌چنان که باید، فهم نشد! «ویلایی‌ها» قصه‌ی زنانی است که بیش از آن‌که حق داشته باشند شهره به نام و نشان خود باشند، علی‌الدوام «همسر شهید» خوانده می‌شوند؛ گاه با افتخار و مع‌الاسف گاه هم‌چون یک چماق! «ویلایی‌ها» داستان زنان جوانی است که اگر جایی، سخنی برخلاف افکار و عقاید شوهر شهیدشان ابراز کردند، این طعنه را شنیدند که «حالا مگر چند سال، با آن والامقامان آسمانی، زندگی کرده بودند!» و اگر همواره همان گفتند که شوی شهیدشان، این طعنه را که «کاش نان خودشان را خورده بودند!» آری! «ویلایی‌ها» حکایت زنانی است که اگر ازدواج مجدد کردند، جوری لعن شدند و اگر نه، جوری دیگر! «ویلایی‌ها» بیان دردمندانه‌ی همان چراغ‌قوه‌ی زشت و زننده‌‌ای است که همیشه روی صورت همسران شهدا وجود داشته! آرایش کردند؛ به چه حقی؟! و نکردند؛ باز به چه حقی؟! درس را ادامه دادند؛ به چه حقی؟! و ندادند؛ باز به چه حقی؟! وارد زندگی جدید شدند؛ به چه حقی؟! و نشدند؛ باز به چه حقی؟! زندگی جدید را با فلانی‌ها پیش بردند؛ به چه حقی؟! و با بهمانی‌ها؛ باز به چه حقی؟! پس بگذار سخن به صراحت بگویم؛ «ما بعد از شهدا، ظلمی که به همسران شهدا کردیم، به خود شهدا نکردیم!» گویی زندگی در مدینه‌ی فاضله‌ای می‌کنیم که در آن، نه رئیس‌جمهور خطا می‌کند، نه هیچ‌یک از آحاد جمهور! نه رئیس مجلس، نه رئیس قوه‌ی قضا! نه رئیس صدا و سیما، نه رئیس بنیاد شهید! گلستان بی‌فقر و فحشا و فساد و تبعیضی است که برای پاسداری از آن، فقط باید مراقبت از همسران شهدا کرد که مبادا ثمره‌ی خون شهیدان را هدر دهند! بهشت برینی است که همه و همه، همان گونه مشی می‌کنند که مد نظر شهدا بود، الا همسران متأسفانه می‌خواهم بگویم بدبخت شهدا! القصه! چند روز پیش، مادرم را برده بودم دوا و دکتر! مسافری که جلو نشسته بود، داشت به راننده می‌گفت: «همه‌ی سهمیه‌ها را همین همسران شهدا برده‌اند؛ یکی از یکی، بدتر!» خدایا! شاهد باش که ما همان تعلق خاطری را که به «شهادت پدران‌مان» داریم، به «سلامت مادران‌مان» نیز داریم... تو شاهد باش، خدایا

حسین قدیانی

  • نویسنده ....

از صفحه زنان علیه زنان

چهارشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۱ ق.ظ

"...نهایت فعالیت سیاسی خانم ها خلاصه شده در رای دادن .. اما فکر نمی کنید هر کسی بعد از رای دادن باید از رییس جمهورش , انتظار برآورده کردن وعده های پیش از انتخاباتش را داشته باشد ؟ اصلا وعده ها را به یاد دارید ؟ خانم هایی که در همین فضای مجازی در کوچه و خیابان چند روز تمام انرژیشان را گذاشتند تا آقای روحانی رای بیاورد و نیمی از استادیوم و سالنهای مخصوص سخنرانی آقای روحانی را پر کردند حالا حق ورود به آن را ندارند . خانم هایی که تاثیر بسیار زیادی در رای آوردن آقای روحانی داشتند از ایشان قول بهبود وضعیت زنان را گرفتند و آن وقت آقای روحانی حالا یک وزیر زن هم ندارد . معاون امور زنان و خانواده هم که دستشان درد نکند پارک بانوان برایمان افتتاح میکند . در مناظره های انتخاباتی و مستند , جناب رییس جمهور با نام بردن از ورزشکاران زنی که با محدودیت بسیار مدال آورده اند رای می آورد اما زنان ورزشکار ما همچنان گرفتارند , همچنان توسط همسر ممنوع الخروج می شوند . قبل از انتخابات شما با هر وضع و لباسی باشید مهم نیست و حتی تاج سر هم هستید اما انتخابات پرشور که گذشت , باز هم گشت ارشاد بزن و بکوب و بگیرش را شروع میکند . چرا ؟ چرا رییس جمهور ممکلت نمی تواند برای ما کاری بکند ؟ و چرا ما انقدر تنهاییم ؟ 

بس نیست سکوت ؟ بس نیست دلخوش بودن به حرف ؟ به وعده ؟..."

لینک نوشته

  • نویسنده ....

بیدار ماندن تا دو نصفه شب ایرادی ندارد

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۳ ب.ظ

عنوان از من نیست، بلکه عنوان مطلبی هست که به تازگی در سایت ترجمان منتشر شده و خواندنش برای من که به عنوان یک جغد ماکزیمم بیدار ماندنم در شب به ساعت پنج و طلوع خورشید هم رسیده، لذت بخش بود. میدونم توی بیان تعداد جغدها کم نیستن، پس پیشنهاد می کنم این مقاله رو از دست ندین:))

«شب‌بیداران یا جغدهایی مثل ما آنطور که جماعت سحرخیز گمان می‌کنند، موجوداتی عجیب و تنبل و پریشان نیستند. وقتی که مابقی جهان آرام می‌گیرد، ما طبق زمان‌بندی خودمان مشغول کار و خلق و تعمیر می‌شویم. هر شب من از ساعت‌های خواب عمومی می‌گذرم و منتظر فوارۀ انرژی و الهامی می‌شوم که بعد از گرگ و میشِ غروب خود را می‌نمایاند.

برای ما تا دیر وقت بیدارماندنْ بخش آسانِ ماجرا است. چالش واقعی وقتی است که ما بیدار می‌شویم و با سحرخیزان روبرو می‌شویم، کسانی که جغدها را تنبل، نابالغ و ناسالم می‌پندارند. و آگاهی بیش از حدِ این روزها دربارۀ اهمیت خواب هم به بدنامی ما دامن زده است.»

لینک نوشته

  • نویسنده ....

افتخار

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۶:۰۱ ب.ظ

بعضى هابه شکل مچ پایشان افتخارمیکنند.

بعضى توى پیاده روهاى شهرمیچرخندوبه گوشت باسن شان افتخارمیکنند.

استخوانهاوگوشتهاى بدن براى خیلى هاجاى افتخاراست.

بعضى به ماشینهاى جلوى مسجدعزادارى  پدرشان افتخارمیکنند.

بعضى به عضوکوچکشان پلاستیک تزریق میکنندتابتوانندبه آن افتخارکنند.

بعضى دیگربه شهرى دوردرانتهاى جهان میروندتابه شهروکشورى که دیگران ساخته اندافتخارکنند.

بعضى به سجده هاى مخفیانه دیگران افتخارمیکنند.

بعضى خطى قرمزدورلبشان میکشندوبه آن افتخارمیکنند.

بعضى به کتابهایى که دیگران نوشته اندبه فیلمهایى که دیگران ساخته اندوبه موسیقى حاصل دسترنج دیگران افتخارمیکنند.

بعضى به پادشاهى که هزاران سال پیش حکمرانى کرده افتخارمیکنند.

افتخاربه آهن وپلاستیک وچوب وآجر 

افتخاربه گوشت واستخوان وپارچه تمامى ندارد.

افتخاربه غذایى که زیردندانهایمان جویده میشود. 

گویاهمه یک کاپ طلا روى سرگذاشته ودرجهان درحال دویدن اند....

رضاپیرحیاتی

  • نویسنده ....

بوفه کتاب بانوان

شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۳۴ ب.ظ

قرار بود ایده بوفه کتاب بانوان را به اشتراک بگذارم تا هرکس که سرمایه ای دارد برای گسترش فضاهای تفریحی دخترانه قدم بردارد اما عده ای از روی ناآگاهی یا بی توجهی به اصل هدف ما از تاسیس چنین فضایی،مکانهایی افتتاح می کنند فقط برای خانمهای محجبه!

این نتیجه بی توجهی به فلسفه ی حجاب است .
این نتیجه ظاهربینی است .
"
یکی" از نمودهای ظاهری عفاف برای خانمها،حجاب است.
اگر ما ورود آقایان را ممنوع کردیم فقط و فقط به دلیل شخصیت بخشی به دختران و زنان این سرزمین بوده نه اهانت به آقایان.
برای اینکه خانمها از فضایی کاملا منطبق با روحیات زنانه استفاده کنند و اوقات خوشی داشته باشند.
راحت و بی دغدغه بلند بلند حرف بزنند گپ و گفت داشته باشند و در یک کلام راحت باشند،حتی اگر حجابشان را هم از سر برندارند.
اما نتیجه کار کسانی که آگاهانه یا نا آگاهانه سرمایه های خود را بجای گسترش فضاهای تفریحی متنوع بانوان،صرف تاسیس مکانهای دربسته برای قشر خاصی از زنان می کنند ،جز زیر سوال بردن اهداف اولیه تاسیس "بوفه کتاب بانوان " نخواهد بود.
ازجایگاه مبتکر و موسس اولین بوفه کتاب بانوان، اعلام می کنم اگرمکانهایی با مشخصات بالا افتتاح کرده اید کار شما جز یک کپی برداری "ناقص" از یک طرح نو نبوده است.
شما بدون توجه به نیازهای دختران و بانوان،فقط میتوانید از نظر اقتصادی به رشد برسید ولی کپی برداری ناقص شما از طرح بنده،باعث تخریب جایگاه زنان در جامعه بخصوص قشر محجبه خواهد شد.
شما با این کار این تفکر را القا می کنید که "امکانات تفریحی و امتیازات ویژه در ایران، فقط مخصوص خانمهای محجبه است. چرا؟چون حجاب کامل را انتخاب کرده اند!"
در تفکر بسته ی شما این اقدامات جنبه ی تشویقی دارند اما در باطن،خیانت به فرهنگ عفاف و حجاب است.
دقیقا شبیه اینست که در خیابان به خانمهای محجبه گل بدهید وبا دیگر بانوان با ترشرویی برخورد کنید.
حاصل این تفکر موج جدیدی از بانوان محجبه است که خودشان را بالاتر از دیگران و تافته ی جدابافته می دانند و مدام به دنبال فضاهای مختص خودشان می گردند.

بنده ده ها طرح تفریحی برای دختران و بانوان دارم که حاضرم در اختیار سرمایه داران یا دغدغه مندان بگذارم.

ای کاش حداقل یک جلسه با بنده صحبت می کردید تا از اهداف تاسیس چنین فضایی برایتان بگویم تا مجبور به  کپی کردن ایده های دیگران آنهم بصورت ناقص نشوید.

و یک سوال که هیچوقت پاسخی برایش نیافتم:

مکانی که ورود آقایان در آن ممنوع است چرا باید فقط مختص بانوان محجبه باشد؟؟؟؟؟

والعاقبه للمتقین
عاطفه پورحکیمی
مرداد96

instagram:boofeketabdoostaneh

  • نویسنده ....

بدنمندی

چهارشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ب.ظ

فمنیسم، از معدود گفتارهایی ست که اتفاقا ارجاعی آشکار و بدون پیچیدگی های تئوریک دارد: بدن زنانه. بدن زنانه مفهومی انتزاعی مثل جوهر و عرض و جنس و فصل نیست که نیاز به تعریف دقیق داشته باشد تا بتوان آن را فهمید. ما همه گی بدنی داریم و به میانجی همین بدن، اعم از آن که زن باشیم یا مرد، تجربه ای از حضور و بدن زنانه در جهان داریم. فمنیسم با مساله سازی بر سر زیست و سرشت و سرنوشت همین تجربه از بدن زنانه ست که گفتاری سیاسی را می تواند سامان دهد. این که این بدن کمتر رنج بکشد، کمتر استثمار شود، تنها مساله ی زنان نیست، مساله ی هر موجود بدن مندی ست که در معیت بدن های زنانه زیست می کند. کیفیت و تحول وضع زنان، وضع همه ی ما را تغییر می دهد، چرا که نخستین پیوند انسان با جهان، پیوند او با بدنی زنانه ست. فمنیسم برخلاف تصور بوقچی های موافق و مخالفش، دعوا بر سر روابط جنسی بی بند و بار و ولنگار و ... نیست، دعوا بر سر رنجی ست که مادران ما برده و می برند و داغش را بر جگر همه ی ما می گذارند.

نوشته یوزف کا

  • نویسنده ....

برگی از مقاله اقتصاد سیاسی

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۱ ب.ظ

بخش هایی از مقاله "اقتصاد سیاسی ایران در دوران جمهوری اسلامی "نوشته سید احمد موثقی رو در ادامه براتون آوردم،این مقاله به طور کل جانبدارانه نوشته شده و به نظر می رسه نویسنده گرایشات اصلاح طلبانه داشته باشه و خب زمانی که می خواستم اطلاعات رو ازش استخراج کنم خیلی شاخ و برگ اضافه و القاب داشت که بایستی توی خلاصه برداری ها حذف می شد.چون به کار بردن القاب خلاف اصول مقاله نویسی هست،ولی در مجموع مقاله خوبی بود.پیشنهاد می کنم مطالعه کنید.من به طور کلی بیشتر مقالات اصلاح طلب ها رو می خونم چون در مقایسه با جناح های دیگه کارهای پژوهشی بیشتری انجام دادن و به طور کلی تالیفات بیشتری هم دارن.بیشتر نقدهایی هم که بعضا مطرح می کنم از دیدگاه همین نویسنده ها هست.به هرحال کسی که در یک گروهی قرار می گیره بیشتر به ضعف و قوت خودش واقفه و هر چه قدر هم انکاری وجود داشته باشه،یک جاهایی ناگزیر به اعتراف هستند برای اینکه بتونن جاخالی ها رو پر کنن و به جریانشون تداوم ببخشن.اما برای من عجیبه که چرا برخی به اصطلاح اصلاح طلب مقالات و کتاب های خودشون رو مطالعه نمی کنن؟!برای من عجیبه که حتی برخی از این نویسنده ها حرف های خودشون رو از یاد می برن.بخشی از این مقاله(بدون تغییر) که در واقع در نقد عملکرد دولت خاتمی هست رو در ادامه براتون آوردم:

"اصلاح طلبان سیاست زده و پوزیتیویستی،بیشتر به جنبه های صوری و سیاسی دموکراسی و توسعه پرداختند و همانند دوره مشروطه از حاکمیت قانون و آزادی و مساوات و تفکیک قوا و فعالیت احزاب و رسانه ها سخن گفتند و تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی را به طور تدریجی ولی مستقیم مورد توجه و در اولویت قرار ندادند.انتظارات و مطالبات گروه های اجتماعی با تقویت جامعه مدنی انعکاس یافت ولی اینکه از کجا و چگونه دولت اصلاحات باید آن ها را تامین کند،آن هم در فضایی از تنش و درگیری و بی ثباتی و به نحوی  سیاسی-ایدئولوژیک،مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفت.

کابینه خاتمی نه فقط در برابر مجلس پنجم،بلکه حتی در دوره دوم و در برابر مجلس ششم که اکثریت آن را اصلاح طلبان تشکیل می دادند،اساسا کابینه ای اصلاح طلب و تحول گرا و توسعه خواه نبود و عمدتا با اعضای کابینه های قبلی و مرکب از عناصر بورژوازی دولتی و در ادامه سیاست های اقتصادی-اجتماعی دوره هاشمی تشکیل شده بود.در چهار سال اول ریاست جمهوری خاتمی اولویت با پروژه توسعه سیاسی و آزادی و جامعه مدنی بود و به کار و تولید و اشتغال و معیشت اکثر مردم،رفع فقر و محرومیت،فساد اداری-مالی،صنعتی شدن،بخش خصوصی،کارآفرینان و بورژوازی ملی و صنعتی و قطع وابستگی اقتصاد به نفت و انباشت سرمایه و دیگر مسائل اقتصادی اولویت داده نشد."

  • نویسنده ....

ریسک پذیری

پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۱۸ ب.ظ

      


از دیدگاه تحلیلگران  فمینیست در رابطه با بحران جهانی مالی،این ریسک پذیری در مردان است که بیش از همه در آنچه در سال 2007 رخ داد،دخیل بود؛آنان به دنبال توضیح شیوه­ هایی هستند که سبب ایجاد ریسک پذیری در پسران و مردان جوان  شده است.به طور کلی تحقیقات نتایج مضر این رفتار را برای پسران و مردان جوان از نظر میزان خودکشی، تعداد حوادث رانندگی، سوء مصرف دارو(مخدر)، بروز رفتارهای جنسی خطرناک، آمار بالای مرگ و میر را ثبت کرده اند.آنان ورزش رقابتی را به عنوان بازی که نقش مهمی در خطر پذیری پسرها دارد،مدنظر قرار داده اند.نظریه پردازانی مانند سابو و مسنر توضیح می دهند که چگونه پسران تحت فشار،به شرکت در ورزش­هایی که دردناک است و می­تواند آسیب­هایی برای تمام عمر ایجاد کند، به ویژه در ناحیه­ ی سر،رو می آورند.از همان ابتدا آموزشی در راستای بی دقتی (بی اعتنایی) نسبت به بدن و تمایل به خطر پذیری به آن ها داده شده.ورزش­های ماجراجویانه­ ای مانند بانجی جامپینگ(پریدن از ارتفاع) که در دو دهه­ ی گذشته گسترش یافته است و همچنین تلقین فرهنگ جنگ به وسیله­ ی بازی­ها و اسباب بازی­ها. نتایج حاصل از ایجاد ریسک پذیری، آسیب جدی جسمی است، همان گونه که در رانندگی بی پروای پسران دیده می شود(در نیو ساوت ولز، استرالیا، مردان جوان بین هفده تا بیست و پنج سال، چهار برابر بیش از زنان جوان تصادفات جدی به دلیل سرعت بالا داشته اند).همچنین نقش ریسک پذیری در ساخت مردسالاری در ارتباط با خطر اچ آی وی  بررسی شد.محققانی که درصدد کاهش شیوع پذیری اچ آی وی هستند معتقدند که ویژگی خطرپذیری در مردان باید تغییر پیدا کند.

جهانی شدن و تقسیمات جنسیتی/شیلاجفریس،دانشگاه ملبورن
  • نویسنده ....