پالادیوم

پالادیوم

آینه‌ات دانی چرا غماز نیست
زآنکه زنگار از رخش ممتاز نیست

پیوندهای روزانه

بیدار ماندن تا دو نصفه شب ایرادی ندارد

دوشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۳ ب.ظ

عنوان از من نیست، بلکه عنوان مطلبی هست که به تازگی در سایت ترجمان منتشر شده و خواندنش برای من که به عنوان یک جغد ماکزیمم بیدار ماندنم در شب به ساعت پنج و طلوع خورشید هم رسیده، لذت بخش بود. میدونم توی بیان تعداد جغدها کم نیستن، پس پیشنهاد می کنم این مقاله رو از دست ندین:))

«شب‌بیداران یا جغدهایی مثل ما آنطور که جماعت سحرخیز گمان می‌کنند، موجوداتی عجیب و تنبل و پریشان نیستند. وقتی که مابقی جهان آرام می‌گیرد، ما طبق زمان‌بندی خودمان مشغول کار و خلق و تعمیر می‌شویم. هر شب من از ساعت‌های خواب عمومی می‌گذرم و منتظر فوارۀ انرژی و الهامی می‌شوم که بعد از گرگ و میشِ غروب خود را می‌نمایاند.

برای ما تا دیر وقت بیدارماندنْ بخش آسانِ ماجرا است. چالش واقعی وقتی است که ما بیدار می‌شویم و با سحرخیزان روبرو می‌شویم، کسانی که جغدها را تنبل، نابالغ و ناسالم می‌پندارند. و آگاهی بیش از حدِ این روزها دربارۀ اهمیت خواب هم به بدنامی ما دامن زده است.»

لینک نوشته

  • نویسنده ....

پرسش

جمعه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۳۸ ب.ظ

جناب دخانچی سوالی رو توی صفحه شون مطرح کردن که برام جالب بود،دوست دارم بدونم پاسخ شما به این سوال چیه.

  • نویسنده ....

گنجایش

پنجشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ


چند وقت پیش متنی رو در ارتباط با مسائل زنان در وجه دینی توی وبلاگ نوشتم و با اینکه نوشته مقدمه ای داشت که کسانی که از اساس مخالفند وارد بحث نشن و قصد من این بود که گفت و گو به حاشیه نره، اما باز هم کامنتهایی در این باب دریافت شد با همان ادبیات و استدلال های این سال ها. برخی از دوستان به رفتار من انتقاد داشتن از این وجه که حق بده عصبانین چون قوانین داره وضعیتی رو بهشون تحمیل می کنه که باب میلشون نیست و انتخابشون نیست. ولی من فکر می کنم قوانین و وضعیت جامعه توجیه خوبی برای این نوع رفتار نمی تونه باشه به خاطر همین نقدی که به خودم دارم، متفاوته. از زمان نوشتن متن و بازخوردش دارم بهش فکر می کنم، شبکه های اجتماعی رو بالا و پایین می کنم، کامنت ها رو می خونم میزان عصبانیت مردم رو با ادبیات مختلف نسبت به مسائل مختلف می بینم، در نهایت پاسخ درست رو در یکی از مصاحبه های رامبدجوان پیدا کردم وقتی ازش پرسیدن چرا همسر سابقت رو دعوت نمی کنی؟ گفت: ظرفیت فرهنگی برای مواجهه با این مسئله نیست. "ظرفیت فرهنگی" بستری که اجازه میده گفت و گو در مسیر درستی اتفاق بیفته، تعامل منجر به نتیجه و تغییری بشه و شرایط جامعه بهبود پیدا بکنه. ظرفیتی که نیست و خیلی از نزاع ها رو رقم می زنه. موضوعی که دوست داشتم درموردش صحبت کنم تغییر و اصلاح برداشت ها از مسائل مربوط به زنان در حوزه دین، از وجه زنانگی اش تابویی برای عده ای و از وجه دین خط قرمزی برای عده ای دیگه ست. حالا میشه بهتر درک کرد چرا برداشت از روز دختر به بکارت و جنسیت ختم میشه و برداشت ها از نگاه دیگه چندان جایگاهی نداره، چون ما با اینکه در ماشین های مدرن هستیم در خانه های مدرن زندگی می کنیم اما هنوز داریم با قوانین سنتی و کهنه دسته و پنجه نرم می کنیم و زندگی می کنیم پس طبیعیه که نقد برخی فعالان زن نسبت به پررنگ بودن وجه جنسیت در روز دختر پررنگ باشه و نمونه هایی از این دست که میشه مثال زد و بهشون فکر کرد.

  • نویسنده ....

واقعی باشیم

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۵۴ ق.ظ

وقتی یک مردی میگه با دیدن یک زن با لباس باز هیچ حسی بهش دست نمی ده، یاد سکانس فیلم "بعضی ها داغش رو دوست دارند" با بازی مونرو و کرتیس می افتم که کرتیس تظاهر می کرد هیچ حسی نداره تا بتونه مونرو رو بیشتر اغوا کنه. لازم نیست برای اثبات عقیده مورد نظرتون طبیعت خودتون رو انکار کنید.
دوست داشتید فیلم رو ببینید دوست نداشتید فیلم نامه اش رو بخونید.
  • نویسنده ....

افتخار

چهارشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۶:۰۱ ب.ظ

بعضى هابه شکل مچ پایشان افتخارمیکنند.

بعضى توى پیاده روهاى شهرمیچرخندوبه گوشت باسن شان افتخارمیکنند.

استخوانهاوگوشتهاى بدن براى خیلى هاجاى افتخاراست.

بعضى به ماشینهاى جلوى مسجدعزادارى  پدرشان افتخارمیکنند.

بعضى به عضوکوچکشان پلاستیک تزریق میکنندتابتوانندبه آن افتخارکنند.

بعضى دیگربه شهرى دوردرانتهاى جهان میروندتابه شهروکشورى که دیگران ساخته اندافتخارکنند.

بعضى به سجده هاى مخفیانه دیگران افتخارمیکنند.

بعضى خطى قرمزدورلبشان میکشندوبه آن افتخارمیکنند.

بعضى به کتابهایى که دیگران نوشته اندبه فیلمهایى که دیگران ساخته اندوبه موسیقى حاصل دسترنج دیگران افتخارمیکنند.

بعضى به پادشاهى که هزاران سال پیش حکمرانى کرده افتخارمیکنند.

افتخاربه آهن وپلاستیک وچوب وآجر 

افتخاربه گوشت واستخوان وپارچه تمامى ندارد.

افتخاربه غذایى که زیردندانهایمان جویده میشود. 

گویاهمه یک کاپ طلا روى سرگذاشته ودرجهان درحال دویدن اند....

رضاپیرحیاتی

  • نویسنده ....